تبليغاتX
نجیب زاده

نجیب زاده

           " تسلیت"

به خودم

سلام رفقا

۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۶ بدترین روز زندگیم بود چون عزیزترین کسم از پیشم رفت خیلی بهش وابسته بودم اون الان پیش خداست این منم که جایم بده. من هیچ گناهی نداشتم من بی تقصیر بودم ولی منم سوختم نمیدونم چرا...

ایشالله با حضزت زهرا همنشین باشه.

الان فقط یک نفر را دارم دعا کنید همیشه برام بمونه...

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390 14:4 توسط محسن |

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389 14:5 توسط محسن |

به تو اعتماد دارم , ان هم در زمانی که حتی از تصویرم در ایینه میترسم.
به تو اعتماد دارم , چرا که هیچ گاه, هیچ گاه  تنهایم نگذاشتی, حتی در روزی که  با دلم لج میکردم.
 تو هم به من اعتماد کن, من که خودم را به تو سپردم , و میدانم ان قدر واقعیت داری که کابوسهایم را نیز, عاقبت به خیر میکنی.
قول میدم که امروز , از دیروز عاشقتر باشم و فردا...
و فردا...
فردایم رو تو بساز...

+ نوشته شده در شنبه یازدهم اردیبهشت 1389 12:17 توسط محسن |

*~*~آمدی . . .~*~*

                                   

       

      آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

          بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

                نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی

 

                        سنگدل زودتر میخواستی حالا چرا

 

                                     نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم

 

                                              دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا

 

               آسمان چون جمع مشتاقان پریشان میکند

                                     در شگفتم من نمی پاشد زهم دنیا چرا

 

+ نوشته شده در جمعه دهم اردیبهشت 1389 14:35 توسط محسن |

http://www.daraje1.com/141/?r=16805"> style="font-size:14px; color:#FF0000">کارت شارژ مجانی ! کلیک کنید

+ نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388 14:57 توسط محسن |

       نشانی

خانه دوست كجاست ؟ در فلق بود كه پرسيد سوار

آسمان مكثی كرد

رهگذر شاخه نوری كه به لب داشت به تاريكی شنها بخشيد

 و به انگشت نشان داد سپيداری و گفت:

نرسيده به درخت ٬

كوچه باغی است كه از خواب خدا سبز تر است -

و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است

می روی تا ته آن كوچه كه از پشت بلوغ سر به در می آرد

پس به سمت گل تنهايی می پيچی 

 دو قدم مانده به گل

پای فواره جاويد اساطير زمين مي مانی

و تو را ترسی شفاف فرا ميگيرد

در صميميت سيال فضا خش خشی مي شنوی

كودكی مي بينی

رفته از كاج بلندی بالا جوجه بردارد از لانه نور و از او می پرسی ؟؟


خانه دوست كجاست؟؟؟!

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 14:39 توسط محسن |

غمی غمناک
شب سردی است,و من افسرده.
راه دوری است,و پایی خسته.
تیرگی هست و چراغی مرده.


می کنم,تنها,از جاده عبور:
دور ماندند ز من آدم ها.
سایه ای از سر دیوار گذشت
غمی افزود مرا بر غم ها.


فکر تاریکی و این ویرانی
بی خبر آمد تا با دل من
قصه ها ساز کند پنهانی.


نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر,سحر نزدیک است.
هر دم این بانگ بر آرم از دل:
وای,این شب چقدر تاریک است!


خنده ای کو که به دل انگیزم؟
قطره ای کو که به دریا ریزم؟
صخره ای کو که بدان آویزم؟


مثل این است که شب نمناک است.
دیگران را هم غم هست به دل
غم من,لیک,غمی غمناک است.

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 14:10 توسط محسن |

وقتی پا در این دنیا گذاردم
به من اموختن مهربان باشم
وقتی مهربانی کردم
دوست داشتن را اموختم
وقتی دوست داشتن را اموختم
به من نفرت را هدیه کردند
وقتی نفرت را هدیه گرفتم
به من تنهایی را پیشنهاد دادند

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 13:11 توسط محسن |

 

هنگامی دست دراز

کردم که دستی نبود

هنگامی لب به زمزمه گشودم

که مخاطبی نداشتم

و هنگامی تشنه ی آتش شدم که در برابرم دریا بود و دریا و دریا

وقتی که دیگر نبود

من به بودنش نیازمند شدم

وقتی که دیگر رفت

من به انتظار آمدنش نشستم

وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد

من او را دوست داشتم

وقتی او تمام کرد

من شروع کردم

وقتی او تمام شد

من آغاز شدم

و چه سخت است تنها متولد شدن

مثل تنها زندگی کردن است

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388 16:7 توسط محسن |

           تسلیت

+ نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 19:9 توسط محسن |

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388 18:38 توسط محسن |

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388 18:36 توسط محسن |

دريا شده‌ست خواهر و من هم برادرش
شاعرتر از هميشه نشستم برابرش

خواهر سلام! با غزلی نيمه آمدم
تا با شما قشنگ شود نيم ديگرش

می‌خواهم اعتراف کنم هر غزل که ما
با هم سروده‌ايم جهان کرده از برش

خواهر! زمان، زمان برادرکشی‌ست باز‌
شايد به گوش‌ها نرسد بيت آخرش‌

با خود ببر مرا که نپوسد در اين سکون
شعری که دوست داشتی از خود رهاترش

دريا سکوت کرده و من حرف می‌زنم
حس می‌کنم که راه نبردم به باورش

دريا! منم! هم او که به تعداد موج‌هات
با هر غروب خورده بر اين صخره‌ها سرش

هم او که دل زده‌ست به اعماق و کوسه‌ها
خون می‌خورند از رگ در خون شناورش

خواهر! برادر تو کم از ماهيان که نيست
خرچنگ‌ها مخواه بريسند پيکرش

دريا سکوت کرده و من بغض کرده‌ام
بغض برادرانه‌ای از قهر خواهرش

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388 18:33 توسط محسن |

تاج از فرق فلک برداشتن ،

جاودان آن تاج بر سرداشتن :

در بهشت آرزو ره یافتن،

هر نفس شهدی به ساغر داشتن،

روز در انواع نعمت ها و ناز،

شب بتی چون ماه در بر داشتن ،

صبح از بام جهان چون آفتاب ،

روی گیتی را منور داشتن ،

شامگه چون ماه رویا آفرین،

ناز بر افلاک اختر داشتن،

چون صبا در مزرع سبز فلک،

بال در بال کبوتر داشتن،

حشمت و جاه سلیمانی یافتن،

شوکت و فر سکندر داشتن ،

تا ابد در اوج قدرت زیستن،

ملک هستی را مسخر داشتن،

برتو ارزانی که ما را خوش تر است :

لذت یک لحظه "مادر" داشتن !

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388 18:24 توسط محسن |

آهسته باز از بغل پله ها گذشت
در فکر آش و سبزي بيمار خويش بود
اما گرفته دور و برش هاله ئي سياه
او مرده است و باز پرستار حال ماست
در زندگي ما همه جا وول ميخورد
هر کنج خانه صحنه ئي از داستان اوست
در ختم خويش هم بسر کار خويش بود
بيچاره مادرم
هر روز ميگذشت از اين زير پله ها
آهسته تا بهم نزند خواب ناز من
امروز هم گذشت
در باز و بسته شد
با پشت خم از اين بغل کوچه ميرود
چادر نماز فلفلي انداخته بسر
کفش چروک خورده و جوراب وصله دار
او فکر بچه هاست
هرجا شده هويج هم امروز ميخرد
بيچاره پيرزن ، همه برف است کوچه ها
او از ميان کلفت و نوکر ز شهر خويش
آمد بجستجوي من و سرنوشت من
آمد چهار طفل دگر هم بزرگ کرد
آمد که پيت نفت گرفته بزير بال
هر شب در آيد از در يک خانه فقير
روشن کند چراغ يکي عشق نيمه جان
او را گذشته ايست ، سزاوار احترام :
تبريز ما ! بدور نماي قديم شهر
در ( باغ بيشه ) خانه مردي است باخدا
هر صحن و هر سراچه يکي دادگستري است
اينجا بداد ناله مظلوم ميرسند
اينجا کفيل خرج موکل بود وکيل
مزد و درآمدش همه صرف رفاه خلق
در ، باز و سفره ، پهن
بر سفره اش چه گرسنه ها سير ميشوند
يک زن مدير گردش اين چرخ و دستگاه
او مادر من است
انصاف ميدهم که پدر رادمرد بود
با آنهمه درآمد سرشارش از حلال
روزي که مرد ، روزي يکسال خود نداشت
اما قطارهاي پر از زاد آخرت
وز پي هنوز قافله هاي دعاي خير
اين مادر از چنان پدري يادگار بود
تنها نه مادر من و درماندگان خيل
او يک چراغ روشن ايل و قبيله بود
خاموش شد دريغ
نه ، او نمرده ، ميشنوم من صداي او
با بچه ها هنوز سر و کله ميزند
ناهيد ، لال شو
بيژن ، برو کنار
کفگير بي صدا
دارد براي ناخوش خود آش ميپزد
او مرد و در کنار پدر زير خاک رفت
اقوامش آمدند پي سر سلامتي
يک ختم هم گرفته شد و پر بدک نبود
بسيار تسليت که بما عرضه داشتند
لطف شما زياد
اما نداي قلب بگوشم هميشه گفت :
اين حرفها براي تو مادر نميشود .
پس اين که بود ؟
ديشب لحاف رد شده بر روي من کشيد
ليوان آب از بغل من کنار زد ،
در نصفه هاي شب .
يک خواب سهمناک و پريدم بحال تب
نزديکهاي صبح
او زير پاي من اينجا نشسته بود
آهسته با خدا ،‌
راز و نياز داشت
نه ، او نمرده است .
نه او نمرده است که من زنده ام هنوز
او زنده است در غم و شعر و خيال من
ميراث شاعرانه من هرچه هست از اوست
کانون مهر و ماه مگر ميشود خموش
آن شيرزن بميرد ؟ او شهريار زاد
هرگز نميرد آنکه دلش زنده شد بعشق
او با ترانه هاي محلي که ميسرود
با قصه هاي دلکش و زيبا که ياد داشت
از عهد گاهواره که بندش کشيد و بست
اعصاب من بساز و نوا کوک کرده بود
او شعر و نغمه در دل و جانم بخنده کاشت
وانگه باشکهاي خود آن کشته آب داد
لرزيد و برق زد بمن آن اهتزاز روح
وز اهتزاز روح گرفتم هواي ناز
تا ساختم براي خود از عشق عالمي
او پنجسال کرد پرستاري مريض
در اشک و خون نشست و پسر را نجات داد
اما پسر چه کرد براي تو ؟ هيچ ، هيچ
تنها مريضخانه ، باميد ديگران
يکروز هم خبر : که بيا او تمام کرد .
در راه قم بهرچه گذشتم عبوس بود
پيچيد کوه و فحش بمن داد و دور شد
صحرا همه خطوط کج و کوله و سياه
طوماز سرنوشت و خبرهاي سهمگين
درياچه هم بحال من از دور ميگريست
تنها طواف دور ضريح و يکي نماز
يک اشک هم بسوره ياسين چکيد
مادر بخاک رفت .
آنشب پدر بخواب من آمد ، صداش کرد
او هم جواب داد
يک دود هم گرفت بدور چراغ ماه
معلوم شد که مادره از دست رفتني است
اما پدر بغرفه باغي نشسته بود
شايد که جان او بجهان بلند برد
آنجا که زندگي ،‌ ستم و درد و رنج نيست
اين هم پسر ، که بدرقه اش ميکند بگور
يک قطره اشک ، مزد همه زجرهاي او
اما خلاص ميشود از سرنوشت من
مادر بخواب ، خوش
منزل مبارکت .
آينده بود و قصه بيمادري من
ناگاه ضجه ئي که بهم زد سکوت مرگ
من ميدويدم از وسط قبرها برون
او بود و سر بناله برآورده از مغاک
خود را بضعف از پي من باز ميکشيد
ديوانه و رميده ، دويدم بايستگاه
خود را بهم فشرده خزيدم ميان جمع
ترسان ز پشت شيشه در آخرين نگاه
باز آن سفيدپوش و همان کوشش و تلاش
چشمان نيمه باز :
از من جدا مشو
ميآمديم و کله من گيج و منگ بود
انگار جيوه در دل من آب ميکنند
پيچيده صحنه هاي زمين و زمان بهم
خاموش و خوفناک همه ميگريختند
ميگشت آسمان که بکوبد بمغز من
دنيا به پيش چشم گنهکار من سياه
وز هر شکاف و رخنه ماشين غريو باد
يک ناله ضعيف هم از پي دوان دوان
ميآمد و بمغز من آهسته ميخليد :
تنها شدي پسر .
باز آمدم بخانه چه حالي ! نگفتني
ديدم نشسته مثل هميشه کنار حوض
پيراهن پليد مرا باز شسته بود
انگار خنده کرد ولي دلشکسته بود :
بردي مرا بخاک کردي و آمدي ؟
تنها نميگذارمت اي بينوا پسر
ميخواستم بخنده درآيم ز اشتباه
اما خيال بود
اي واي مادرم

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388 18:24 توسط محسن |

 

 

زن از ديدگاه دكتر علي شريعتي

زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند ...

ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر ...

مي تواند تنها يك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي ...

براي ازدواجش در هر سني اجازه ولي لازم است و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار مي تواني ازدواج كني ...

در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو ...

او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي ...

او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني ...

او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد ...

او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني ...

او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر ...

و هر روز او متولد ميشود؛ عاشق مي شود؛ مادر مي شود؛ پير مي شود و ميميرد ...

و قرن هاست كه او عشق مي كارد و كينه درو مي كند چرا كه در چين و شيارهاي صورت مردش به جاي گذشت زمان جواني بربادرفته

اش را مي بيند و در قدم هاي لرزان مردش، گام هاي شتابزده جواني براي رفتن و درد هاي منقطع قلب مرد سينه اي را به ياد مي آورد كه

تهي از دل بوده و پيري مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده مي كند ...

و اينها همه كينه است كه كاشته مي شود در قلب مالامال از درد ...

و اين، رنج است...

دوست دارم نظر شما دوستان خوبم  رو   بدونم....

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388 16:9 توسط محسن |

اي شب از روياي تو رنگين شده

سينه از عطر توام سنگين شده

اي به روي چشم من گسترده خويش

شاديم بخشيده از اندوه بيش

همچو باراني كه شويد جسم خاك

هستيم ز آلودگيها كرده پاك

 

اي تپش‌هاي تن سوزان من

آتشي در سايه مژگان من

اي ز گندمزارها سرشارتر

اي ز زرين شاخه‌ها پربارتر

اي در بگشوده بر خورشيدها

در هجوم ظلمت ترديدها

با تو ام ديگر ز دردي بيم نيست

هست اگر، جز درد خوشبختيم نيست

 

اين دل تنگ من و اين بار نور ؟

هاي هوي زندگي در قعر گور ؟

 

اي دو چشمانت چمنزاران من

داغ چشمت خورده بر چشمان من

پيش از اينت گر كه در خود داشتم

هر كسي را تو نمي‌انگاشتم

 

 درد تاريكيست درد خواستن

رفتن و بيهوده خود را كاستن

سر نهادن بر سيه دل سينه‌ها

سينه الودن به چرك كينه‌ها

در نوازش، نيش ماران يافتن

زهر در لبخند ياران يافتن

زر نهادن در كف طرارها

گم شدن در پهنه بازارها

 

آه، اي با جان من آميخته

اي مرا از گور من انگيخته

چون ستاره، با دو بال زرنشان

آمده از دوردست آسمان

از تو تنهاييم خاموشي گرفت

پيكرم بوي هم‌آغوشي گرفت

جوي خشك سينه‌ام را آب تو

بستر رگهام را سيلاب تو

 

در جهاني اينچنين سرد و سياه

با قدمهايت قدمهايم براه

 

اي به زير پوستم پنهان شده

همچو خون در پوستم جوشان شده

گيسويم را از نوازش سوخته

گونه‌هام از هرم خواهش سوخته

آه، اي بيگانه با پيراهنم

آشناي سبزه‌زاران تنم

آه، اي روشن طلوع بي‌غروب

آفتاب سرزمين‌هاي جنوب

آه، آه اي از سحر شاداب‌تر

از بهاران تازه‌تر  سيراب‌تر

عشق ديگر نيست اين ، اين خيرگيست

چلچراغي در سكوت و تيرگيست

عشق چون در سينه‌ام بيدار شد

از طلب پا تا سرم ايثار شد

 

اين دگر من نيستم ، من نيستم

حيف از آن عمري كه با «من» زيستم

اي لبانم بوسه‌گاه بوسه‌ات

خيره چشمانم به راه بوسه‌ات

اي تشنج‌هاي لذت در تنم

اي خطوط پيكرت پيراهنم

آه... مي‌خواهم كه بشكافم ز هم

همچو ابري اشك ريزم هاي هاي

 

اين دل تنگ من و اين دود عود ؟

در شبستان، زخمه‌هاي چنگ و رود ؟

اين فضاي خالي و پروازها ؟

اين شب خاموش و اين آوازها ؟

 

اي نگاهت لاي لاي سحر بار

گاهوار كودكان بي‌قرار

اي نفسهايت نسيم نيم‌خواب

شسته از من لرزه‌هاي اضطراب

خفته در لبخند فرداهاي من

رفته تا اعماق دنياهاي من

 

اي مرا با شور شعر آميخته

اين‌همه اتش به شعرم ريخته

چون تب عشقم چنين افروختي

لاجرم شعرم به آتش سوختي.

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 17:47 توسط محسن |

 

Love is life. All, everything that I understand, I understand only because I love. Everything is, everything exists, only because I love .Everything is united by it alone

زندگي يعني عشق. تمام چيزهايي كه من فهميدم، به اين خاطر فهميدم كه عشق مي ورزم. هر چيزي كه هست، هر چيزي كه وجود دارد به اين دليل است كه عشق مي ورزم. هر چيزي به تنهايي واحد است.

 لئوتولستوي(1828_1910). جنگ و صلح 

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 17:0 توسط محسن |

آرزوهاا

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 14:37 توسط محسن |

       
   

My Quote

هویت من در بی هویتی است!

آیا تا كنون اندیشیده ایم كه "هویت" مسخره ترین كلمه ای است كه استفاده میكنیم! اگر من برای خودم و دیگران هویتی قائل شوم، در واقع آنها را محدود كرده و بصورت آدم آهنی و در قالب یك هویتی كه من برای آنها و خودم تعریف میكنم با آنها رفتار خواهم كرد و این با انسانیت ما تناقض دارد. در وجود من و شما روح خدا دمیده شده و اصلیترین مشخصه خداوند نامحدود بودن اوست. پس من بی هویتم تا بتوانم بصورت نا محدود امكان بودن در همه هویتها، ویژگیها و صفات را داشته باشم.

و من دیگر كلمه ای از ناتوانی، درد، و درماندگی نخواهم گفت و نخواهم نوشت... چون میتوانیم...

من حتی سعی هم نخواهم كرد! بلكه انجام خواهم داد... سعی كردن یعنی گول زدن خودمان، دیگران و توهین به انسان بودنمان

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 13:57 توسط محسن |

"خسته‌ام از اين كوير"


 

خسته‌ام از اين كوير، اين كوير كور و پير
اين هبوط بي‌دليل، اين سقوط ناگزير

آسمان بي‌هدف، بادهاي بي‌طرف
ابرهاي سربه‌راه، بيدهاي سر به زير

اي نظاره شگفت، اي نگاه ناگهان!
اي هماره در نظر، اي هنوز بي‌نظير!

آيه آيه‌ات صريح، سوره سوره‌ات فصيح!
مثل خطي از هبوط، مثل سطري از كوير

مثل شعر ناگهان، مثل گريه بي امان
مثل لحظه‌هاي وحي؛ اجتناب ناپذير

اي مسافر غريب در ديار خويشتن
با تو آشنا شدم، با تو در همين مسير!

از كوير سوت و كور، تا مرا صدا زدي
ديدمت ولي چه دور! ديدمت ولي چه دير!

اين تويي در آن طرف، پشت ميله ها رها
اين منم در اين طرف، پشت ميله ها اسير

دست خسته مرا، همچو كودكي بگير
با خودت مرا ببر، خسته‌ام از اين كوير!

 

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 13:44 توسط محسن |

سلام بر شما دوستان عزیز و شیفتگان دکتر شریعتی

 

فهرست کتب دکتر شریعتی

مجموعه آثار - ۱ -با مخاطب های آشنا

مجموعه آثار - ۲ -خود سازی انقلابی

مجموعه آثار - ۳ - ابوذر

مجموعه آثار - ۴ - بازگشت

مجموعه آثار - ۵ - ما و اقبال

مجموعه آثار - ۶ - تحلیلی از مناسک حج

مجموعه آثار - ۷ - شیعه

مجموعه آثار - ۸ - نیایش

مجموعه آثار - ۹ - تشیع علوی و تشیع صفوی

مجموعه آثار - ۱۰ - جهت گیری طبقاتی اسلام

مجموعه آثار - ۱۱ - تاریخ تمدن(۱)

مجموعه آثار - ۱۲ - تاریخ تمدن(۲)

مجموعه آثار - ۱۳ - هبوط در کویر

مجموعه آثار - ۱۴ - تاریخ و شناخت ادیان(۱)

مجموعه آثار - ۱۵ - تاریخ و شناخت ادیان(۲)

مجموعه آثار - ۱۶ - اسلام شناسی(۱)

مجموعه آثار - ۱۷ - اسلام شناسی(۲)

مجموعه آثار - ۱۸ - اسلام شناسی(۳)

مجموعه آثار - ۱۹ - حسین وارث آدم

مجموعه آثار - ۲۰ - چه باید کرد؟

مجموعه آثار - ۲۱ - زن

مجموعه آثار - ۲۲ - مذهب علیه مذهب

مجموعه آثار - ۲۳ - جهان بینی و ایدئولوژی(۱ تا ۵)

مجموعه آثار - ۲۴ - انسان

مجموعه آثار - ۲۵ - انسان بی خود

مجموعه آثار - ۲۶ - علی(ع)

مجموعه آثار - ۲۷ - بازشناسی هویت ایرانی/اسلامی

مجموعه آثار - ۲۸ - روش شناخت اسلام

مجموعه آثار - ۲۹ - میعاد با ابراهیم

مجموعه آثار - ۳۰ - اسلام شناسی

مجموعه آثار - ۳۱ - ویژگی های قرون جدید

مجموعه آثار - ۳۲ - هنر

مجموعه آثار - ۳۳ - گفتگوهای تنهایی(۱ و ۲)

مجموعه آثار - ۳۴ - نامه ها

مجموعه آثار - ۳۵ - آثار گوناگون

 


نوشته شده توسط حامد یوسفی در چهارشنبه 4 دی 1387 و ساعت 05:46 ب.ظ
ویرایش شده در چهارشنبه 11 دی 1387 ساعت 11:46 ق.ظ
 وصیت نامه دکتر علی شریعتی ... وصیت نامه دکتر علی شریعتی ,

وصیتنامه دکتر علی شریعتی

 

امروز دوشنبه سیزدهم بهمن ماه پس از یک هفته رنج بیهوده و دیدار چهره های بیهوده تر و شخصیت های مدرج ، گذرنامه را گرفتم و برای چهارشنبه جا رزرو کردم.........

عازم سفرم و به حکم شرع ،در این سفر باید وصیت کنم. وصیت یک معلم که از هیجده سالگی تا امروز ، جز تعلیم کاری نکرده و جز رنج چیزی نیندوخته است ، چه خواهد بود؟ جز اینکه همه قرض هایم را از اشخاص و از بانکها با نهایت سخاوت و بی دریغی « تماما » واگذار می کنم به همسرم که از حقوقم ( اگر پس از فوت قطع نکردند ) و حقوق اش و فروش کتابهایم و نوشته هایم و آنچه دارم و ندارم ، بپردازد.......

من می دانستم که به جای کار در فلسفه و جامعه شناسی و تاریخ اگر آرایش می خواندم یا بانکداری و یا گاوداری ، امروز وصیتنامه ام به جای یک انشای ادبی ، شده بود صورتی مبسوط از سهام و املاک و منازل و و مغازه ها و شرکت ها و دم و دستگاهها که تکلیفش را باید معلوم می کردم و مثل حال « به جای اقلام » الفاظ ردیف نمی کردم......

فرزندم ! تو می توانی  « هر گونه بودن » را که بخواهی باشی ، انتخاب کنی. اما آزادی انتخاب تو در چهارچوب حدود انسان بودن محصور است. با هر انتخاب باید انسان بودن نیز همراه باشد وگر نه دیگر از آزادی و انتخاب سخن گفتن بی معنی است ، که این کلمات ویژه خداست و انسان و دیگر هیچ کس......

تو هر چه می خواهی باش ، اما آدم باش . اگر پیاده هم شده است سفر کن . در ماندن می پوسی . هجرت کلمه بزرگی در تاریخ « شدن » انسان ها و تمدن هاست . اروپا را ببین . اما وقتی ایران را دیده باشی ، وگر نه کور رفته ای ، کر باز گشته ای....

اما تو ، سوسن ساده مهربان احساساتی زیباشناس منظم و دقیق ، و تو ، سارای رند عمیق عصیانگر مستقل ! برای شما هیچ توصیه ای ندارم . در برابر این تند بادی که بر آینده پیش ساخته شما می وزد ، کلمات که تنها امکاناتی است که اکنون در اختار دارم ، چه کاری می توانند کرد؟..........

و اما تو همسرم ، چه سفارشی می توان به تو داشت ؟ تو که با از دست دادن من هیچ کس را در زندگی کردن از دست نداده ای . نبودن من خلایی در میان داشتن های تو پدید نمی آورد ، و با این حال که چنان تصویری از روح من در ذهن خود رسم کرده ای ، وفای محکم و دوستی استوار و خدشه ناپذیرت به این چنین منی ، نشانه روح پر از صداقت و پاکی و انسانیت توست..........

آرزوی دیگرم این بود که یک سهم آب و زمین از کاهه بخرم به نام مادرم وقف کنم و درآمدش صرف هزینه تحصیل شاگردان ممتاز مدرسه این ده شود که در سبزوار تحصیلات شان را تا سیکل  یا دیپلم  ادامه دهند.....

و خدا را سپاس می گزارم که عمر را  به خواندن و نوشتن و گفتن گذراندم که بهترین « شغل » را در زندگی ، مبارزه برای آزادی مردم و نجات ملتم می دانستم  و اگر این دست نداد بهترین شغل یک آدم خوب ، معلمی است و نویسندگی  و من از هیجده سالگی کارم این هر دو...........

و آخرین وصیتم به نسل جوانی که وابسته آنم ، و از آن میان به خصوص روشنفکران و از این میان بالاخص شاگردانم که هیچ وقت جوانان روشنفکر همچون امروز نمی توانسته اند به سادگی ، مقامات حساس و موفقیت های سنگین به دست آورند ، اما آنچه که در این معامله از دست می دهند ، بسیار گرانبها تر از آن چیزی است که بدست می آورند. و دیگر این سخن لاادری فرنگی که در ماندن من سخت سهیم بوده است که « شرافت مرد همچون بکارت یک زن است . اگر یک بار لکه دار شد دیگر هیچ چیز جبرانش را نمی تواند . »

« علی شریعتی »

۱۳۴۸/۱۱/۱۳


نوشته شده توسط حامد یوسفی در چهارشنبه 4 دی 1387 و ساعت 05:40 ب.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 بیوگرافی دکتر علی شریعتی ... بیوگرافی دکتر علی شریعتی ,

بیو گرافی و شرح حال دکتر علی شریعتی

 

دكتر شریعتی در سال 1312 در مزینان متولد شد. شریعتی در سال 1337 برای ادامه تحصیل در رشته دكترای جامعه شناسی به ‌فرانسه رفت. شریعتی در سال 1343 به‌ایران بازگشت و ابتدا به‌عنوان دبیر دبیرستان و سپس به‌عنوان استادیار دانشگاه مشهد شروع به ‌فعالیت كرد. دكتر شریعتی در سال 1348 به‌ حسینیه ارشاد در تهران دعوت شد و از آن زمان با سلسله سخنرانیهای معروف خود به مبارزه ضد حكومت شاه پرداخت. وی بر اثر همین سخنرانیها در سال 52 به‌زندان افتاد. از دكتر شریعتی دهها جلد كتاب و مقاله‌‌‌‌‌‌‌تحقیقی و متون سخنرانی برجای مانده است. علی شریعتی روز 29 خرداد سال 1356 درگذشت. آرامگاه وی در سوریه است.

نگاهی به زندگی دکتر علی شریعتی با بازخوانی کتاب «طرحی از یک زندگی» نوشته پوران شریعت رضوی(همسردکتر)


در فاصله سال های تدریسش، سخنرانی‌هایی در دانشگاهای دیگر ایراد می‌كرد، از قبیل دانشگاه آریا‌مهر (صنعتی‌شریف)، دانش سرای عالی سپاه، پلی‌تكنیك‌تهران و دانشكده نفت آبادان. مجموعه این فعالیت‌ها سبب شد كه مسئولین دانشگاه درصدد برآیند تا ارتباط او را با دانشجویان قطع كنند و به كلاس‌های وی كه در واقع به جلسات سیاسی-فرهنگی، بیشتر شباهت داشت، خاتمه دهند.سال شمار زندگی دکتر : ۱۳۱۲: تولد ۳ آذر ماه ۱۳۱۹: ورود به دبستان «ابن یمین» ۱۳۲۵: ورود به دبیرستان «فردوسی مشهد» ۱۳۲۷: عضویت در كانون نشر حقایق اسلامی ۱۳۲۹: ورود به دانش سرای مقدماتی مشهد ۱۳۳۱: اشتغال در اداره ی فرهنگ به عنوان آموزگار. شركت در تظاهرات خیابانی علیه حكومت موقت قوام السلطنه ‌و دستگیری كوتاه. اتمام دوره دانش سرا. بنیانگذاری ‌انجمن اسلامی دانش آموزان. ۱۳۳۲: عضویت در نهضت مقاومت ملی ۱۳۳۳: گرفتن دیپلم كامل ادبی ۱۳۳۵: ورود به دانشكده ادبیات مشهد و ترجمه كتاب ابوذر ‌غفاری ۱۳۳۶: دستگیری به همراه ۱۶‌ نفر از اعضاء نهضت مقاومت ۱۳۳۷: فارق‌التحصیلی از دانشكده ادبیات با رتبه اول ۱۳۳۸: اعزام به فرانسه با بورس دولتی ۱۳۴۰: همكاری با كنفدراسیون‌ دانشجویان ‌ایرانی، جبهه ملی، نشریه‌ ایران ‌آزاد ۱۳۴۲: اتمام تحصیلات ‌و ‌اخذ مدرك ‌دكترا در رشته تاریخ و گذراندن كلاس‌های جامعه‌شناسی ۱۳۴۳: بازگشت به ایران و دستگیری در مرز ۱۳۴۵: استادیاری تاریخ در دانشگاه مشهد ۱۳۴۷: آغاز سخنرانی‌ها در حسینیه ارشاد ۱۳۵۱: تعطیلی حسینیه ارشاد و ممنوعیت سخنرانی ۱۳۵۲: دستگیری و ۱۸ ماه زندان انفرادی ۱۳۵۴: خانه نشینی و آغاز زندگی سخت در تهران و مشهد ۱۳۵۶: هجرت به اروپا و شهادت.

سال های كودكی و نوجوانی

دكتر در كاهك متولد شد. مادرش زنی روستایی و پدرش مردی اهل قلم و مذهبی بود. سال های كودكی را در كاهك گذراند. افراد خاصی در این دوران بر او تاثیر داشتند، از جمله: مادر، پدر، مادر بزرگ مادری و پدری و ملا زهرا (مكتب ‌دار ده كاهك).

دكتر در سال ۱۳۱۹ -در سن هفت سالگی- در دبستان ابن‌یمین در مشهد، ثبت نام كرد اما به دلیل اوضاع سیاسی و تبعید رضا‌خان و اشغال كشور توسط متفقین، استاد (پدر دكتر)، خانواده را بار دیگر به كاهك فرستاد. دکتر پس از برقراری صلح نسبی در مشهد به ابن‌یمین بر‌می‌گردد. در اواخر دوره دبستان و اوائل دوره دبیرستان رفت و آمد او و خانواده به ده به دلیل مشغولیت‌های استاد كم می‌شود. در این دوران تمام سرگرمی دکتر مطالعه و گذراندن اوقات خود در كتاب خانه پدر بود. دكتر در ۱۶ سالگی سیكل اول دبیرستان (كلاس نهم نظام قدیم) را به پایان رساند و وارد دانش سرای مقدماتی شد. او قصد داشت تحصیلاتش را ادامه دهد.

در سال ۳۱، اولین بازداشت او رخ داد و این اولین رویارویی او و نظام حكومتی بود. این بازداشت طولانی نبود ولی تاثیرات زیادی در زندگی آینده او گذاشت. در این زمان فصلی نو در زندگی او آغاز شد، فصلی كه به تدریج از او روشنفكری مسئول و حساس نسبت به سرنوشت ملتش ساخت.

آغاز كار آموزی

با گرفتن دیپلم از دانش سرای مقدماتی، دكتر در اداره‌ی فرهنگ استخدام شد. ضمن كار، در دبستان كاتب‌پور در كلاس های شبانه به تحصیل ادامه داد و دیپلم كامل ادبی گرفت. در همان ایام در كنكور حقوق نیز شركت كرد. دكتر به تحصیل در رشته فیزیك هم ابراز علاقه می‌كرد، اما مخالفت پدر، او را از پرداختن بدان بازداشت. دكتر در این مدت به نوشتن چهار جلد كتاب دوره ابتدایی پرداخت. این كتاب‌ها در سال ۳۵، توسط انتشارات و كتاب‌فروشی باستان مشهد منتشر و چند بار تجدید چاپ شد و تا چند سال در مقطع ابتدایی آن زمان تدریس ‌شد. در سال ۳۴، با باز شدن دانشگاه علوم و ادبیات‌‌انسانی در مشهد، دكتر و چند نفر از دوستانشان ‌برای ثبت نام در این دانشگاه اقدام كردند. ولی به دلیل شاغل بودن و كمبود جا تقاضای آنان رد شد. دكتر و دوستانشان همچنان به شركت در این كلاس‌ها به صورت آزاد ادامه دادند. تا در آخر با ثبت نام آنان موافقت شد و توانستند در امتحانات آخر ترم شركت كنند. در این دوران دكتر به جز تدریس در دانشگاه طبع شعر نوی خود را می‌آزمود. هفته‌ ای یك بار نیز در رادیو برنامه ادبی داشت و گه‌گاه مقالاتی نیز در روزنامه خراسان چاپ می‌كرد. در این دوران فعالیت‌های او همچنان در نهضت مقاومت ادامه داشت ولی شكل ایدئولوژیك به خود نگرفته بود.

ازدواج

در تاریخ ۲۴ تیرماه سال ۴۷ با پوران شریعت رضوی، یكی از همكلاسی‌هایش ازداوج كرد. دكتر در این دوران روزها تدریس می‌كرد و شب ها را روی پایان‌نامه‌اش كار می‌كرد. زیرا می‌بایست سریع‌تر آن را به دانشكده تحویل می‌داد. موضوع تز او، ترجمه كتاب «در نقد و ادب» نوشته مندور (نویسنده مصری) بود. به هر حال دكتر سر موقع رساله‌اش را تحویل داد و در موعد مقرر از آن دفاع كرد و مورد تایید اساتید دانشكده قرار گرفت. بعد از مدتی به او اطلاع داده شد بورس دولتی شامل حال او شده است. پس به دلیل شناخت نسبی با زبان فرانسه و توصیه اساتید به فرانسه برای ادامه تحصیل مهاجرت کرد.

دوران اروپا

عطش دكتر به دانستن و ضرورت‌های تردید ناپذیری كه وی برای هر‌ یك از شاخه‌های علوم انسانی قائل بود، وی را در انتخاب رشته مردد می‌كرد. ورود به فرانسه نه تنها این عطش را كم نكرد، بلكه بر آن افزود. ولی قبل از هر كاری باید جایی برای سكونت می‌یافت و زبان را به طور كامل می‌آموخت. به این ترتیب بعد از جست و جوی بسیار توانست اتاقی اجاره كند و در موسسه آموزش زبان فرانسه به خارجیان (آلیس) ثبت نام كند. پس روزها در آلیس زبان می‌خواند و شب‌ها در اتاقش مطالعه می كرد و از دیدار با فارسی‌زبانان نیز خودداری می نمود. با این وجود تحصیل او در آلیس دیری نپایید. زیرا وی نمی‌توانست خود را در چارچوب خاصی مقید كند، پس با یك كتاب فرانسه و یك دیكشنری فرانسه به فارسی به كنج اتاقش پناه می‌برد. وی كتاب «نیایش» نوشته الكسیس كارل را ترجمه می‌كرد.

فرانسه در آن سال‌ها كشور پرآشوبی بود. بحران الجزائر از سال‌ها قبل آغاز شده بود. دولت خواهان تسلط بر الجزائر بود و روشنفكران خواهان پایان بخشیدن به آن. این بحران به دیگر كشور‌ها نیز نفوذ كرده بود.

تحصیلات و اساتید

دكتر در آغاز تحصیلات، یعنی سال ۳۸، در دانشگاه سربن، بخش ادبیات و علوم انسانی ثبت نام كرد. وی به پیشنهاد دوستان و علاقه شخصی به قصد تحصیل در رشته جامعه شناسی به فرانسه رفت. ولی در آنجا متوجه شد كه فقط در ادامه رشته قبلی‌اش می‌تواند دكتراییش بگیرد. پس بعد از مشورت با اساتید، موضوع رساله‌اش را كتاب‌ «تاریخ فضائل بلخ»، اثری مذهبی، نوشته صفی‌الدین قرار داد.

بعد از این ساعت‌ها روی رساله‌اش كار می‌كرد. دامنه مطالعاتش بسیار گسترده بود. در واقع مطالعاتش گسترده‌تر از سطح دكترایش بود. ولی كارهای تحقیقاتی رساله‌اش كار جنبی برایش محسوب می شد. درس‌ها و تحقیقات اصلی دكتر، بیشتر در دو مركز علمی انجام می شد. یكی در كلژدوفرانس در زمینه جامعه ‌شناسی و دیگر در مركز تتبعات عالی در زمینه جامعه شناسی مذهبی.

دكتر در اروپا، به جمع جوانان نهضت آزادی پیوست و در فعالیت‌های سازمان‌های دانشجویی ایران در اروپا شركت می‌كرد. در سال‌های ۴۰-۴۱ در كنگره‌ها حضور فعال داشت. دكتر در این دوران در روزنامه‌های ایران آزاد، اندیشه جبهه در امریكا و نامهء پارسی حضور فعال داشت. ولی به ‌تدریج با پیشه گرفتن سیاست صبر و انتظار از سوی رهبران جبهه، انتقادات دكتر از آنها شدت یافت و از آنان قطع امید كرد و از روزنامه استعفا داد. در سال ۴۱، دكتر با خواندن كتاب «دوزخیان روی زمین»، نوشته فرانس فانون با اندیشه های این‌نویسنده انقلابی آشنا شد و در چند سخنرانی برای دانشجویان از مقدمه آن كه به قلم ژان‌پل ‌سارتر بود، استفاده كرد.

دكتر در سال (۱۹۶۳) از رساله خود در دانشگاه دفاع كرد و با درجه دكترای تاریخ فارق‌التحصیل شد. از این به بعد با دانشجویان در چای خانه‌ دیدار می‌كرد و با آنان در مورد مسائل بحث و گفتگو می‌كرد. معمولا جلسات سیاسی هم در این محل‌ها برگزار می‌شد. سال ۴۳ بعد از اتمام تحصیلات و قطع شدن منبع مالی از سوی دولت، دكتر علی‌رغم خواسته درونی و پیشنهادات دوستان از راه زمینی به ایران برگشت. وی با دانستن اوضاع سیاسی – فرهنگی ایران بعد از سال ۴۰ که به كسی چون او – با آن سابقه سیاسی – امكان تدریس در دانشگاه‌ها را نخواهند داد و نیز علی‌رغم اصرار دوستان هم فكرش مبنی بر تمدید اقامت در فرانسه یا آمریكا، برای تداوم جریان مبارزه در خارج از كشور، تصمیم گرفت كه به ایران بازگردد. این بازگشت برای او، عمدتاً جهت كسب شناخت عینی از متن و اعماق جامعهء ایران و توده‌های مردم بود، همچنین استخراج و تصفیه منابع فرهنگی، جهت تجدید ساختمان مذهب.

از بازگشت تا دانشگاه

دكترسال ۴۳ به ایران برگشت و در مرز دستگیر شد. حكم دستگیری از سوی ساواك بود و متعلق به ۲ سال پیش، ولی چون دكتر سال ۴۱ از ایران از طریق مرز‌های هوایی خارج و به فرانسه رفته بود، حكم معلق مانده بود. پس اینك لازم‌الاجرا بود. پس بعد از بازداشت به زندان غزل‌قلعه در تهران منتقل شد. اوائل شهریور همان سال بعد از آزادی به مشهد برگشت. بعد از مدتی با درجه چهار آموزگاری دوباره به اداره فرهنگ بازگشت. تقاضایی هم برای دانشگاه تهران فرستاد. تا مدت ها تدریس كرد، تا بالاخره در سال ۴۴، بار دیگر، از طریق یك آگهی برای استادیاری رشته تاریخ در تهران درخواست داد. در سر راه تدریس او مشكلات و كارشكنی‌های بسیاری بود. ولی در آخر به دلیل نیاز مبرم دانشگاه به استاد تاریخ، استادیاری او مورد قبول واقع شد و او در دانشگاه مشهد شروع به كار كرد. سال‌های ۴۵-۴۸ سال‌های نسبتاً آرامی برای خانواده‌ی او بود. دكتر بود و كلاس‌های درسش و خانواده. تدریس در دانشكده‌ی ادبیات مشهد، نویسندگی و بقیه اوقات بودن با خانواده‌اش تمام كارهای او محسوب می‌شد.

 

 

دوران تدریس

ازسال ۴۵، دكتر به عنوان استادیار رشته تاریخ، در دانشكده مشهد، استخدام می‌شود. موضوعات اساسی تدریسش تاریخ ایران، تاریخ و تمدن اسلامی و تاریخ تمدن‌های غیر اسلامی بود. از همان آغاز، روش تدریسش، برخوردش با مقررات متداول دانشكده و رفتارش با دانشجویان، او را از دیگران متمایز می‌كرد. بر خلاف رسم عموم اساتید از گفتن جزوه ثابت و از پیش تنظیم شده پرهیز می‌كرد. دكتر، مطالب درسی خود را كه قبلاً در ذهنش آماده كرده بود، بیان می‌كرد و شاگردانش سخنان او را ضبط می‌كردند. این نوارها به وسیله دانشجویان پیاده می‌شد و پس از تصحیح، به عنوان جزوه پخش می‌شد. از جمله، كتاب اسلام‌شناسی‌ مشهد و كتاب تاریخ‌تمدن از همین جزوات هستند.

اغلب كلاس های او با بحث و گفتگو شروع می‌شد. پیش می‌آمد دانشجویان بعد از شنیدن پاسخ‌های او بی‌اختیار دست می‌زدند. با دانشجویان بسیار مانوس، صمیمی و دوست بود. اگر وقتی پیدا می‌كرد با آنها در تریا چای می‌خورد و بحث می‌كرد. این بحث‌ها بیشتر بین دكتر و مخالفین‌ اندیشه‌های او در می‌گرفت. كلاس‌های او مملو از جمعیت بود. دانشجویان دیگر رشته‌ها درس خود را تعطیل می‌كردند و به كلاس او می‌آمدند. جمعیت كلاس آن قدر زیاد بود كه صندلی‌ها كافی نبود و دانشجویان روی زمین و طاقچه‌های كلاس، می‌نشستند. در گردش‌های علمی و تفریحی دانشجویان شركت می‌كرد. او با شوخی‌هایشان، مشكلات روحیشان و عشق‌های پنهان میان دانشجویان آشنا بود. سال ۴۷، كتاب «كویر» را چاپ كرد. حساسیت، دقت و عشقی كه برای چاپ این كتاب به خرج داد، برای او، كه در امور دیگر بی‌توجه و بی‌نظم بود، نشانگر اهمیت این كتاب برای او بود. (كویر نوشته‌های تنهایی اوست).

در فاصله سال های تدریسش، سخنرانی‌هایی در دانشگاهای دیگر ایراد می‌كرد، از قبیل دانشگاه آریا‌مهر (صنعتی‌شریف)، دانش سرای عالی سپاه، پلی‌تكنیك‌تهران و دانشكده نفت آبادان. مجموعه این فعالیت‌ها سبب شد كه مسئولین دانشگاه درصدد برآیند تا ارتباط او را با دانشجویان قطع كنند و به كلاس‌های وی كه در واقع به جلسات سیاسی-فرهنگی، بیشتر شباهت داشت، خاتمه دهند. پس دكتر، با موافقت مسئولین دانشگاه، به بخش تحقیقات وزارت علوم در تهران، منتقل شد. به دلائل اداری دكتر به عنوان مامور به تهران اعزام شد و موضوعی برای تحقیق به او داده شد، تا روی آن كار كند. به هر حال عمر كوتاه تدریس دانشگاهی دكتر، به این شكل به پایان می‌رسد.

حسینیه ارشاد

این دوره از زندگی دكتر، بدون هیچ گفتگویی پربارترین و درعین حال پر دغدغه‌ترین دوران حیات اوست. او در این دوران، با سخنرانی‌ها و تدریس در دانشگاه، تحولی عظیم در جامعه به وجود آورد. این دوره از زندگی دكتر به دوران حسینیه ارشاد معروف است. حسینیه ارشاد در سال ۴۶، توسط عده‌‌ای از شخصیت‌های ملی و مذهبی، بنیان گذاشته شده بود. هدف ارشاد طبق اساسنامه‌ی آن عبارت بود از تحقیق، تبلیغ و تعلیم مبانی اسلام.

از بدو تاسیس حسینیه ارشاد در تهران، از شخصیت‌هایی چون آیت‌لله مطهری دعوت می‌شد تا با آنان همكاری كنند. بعد از مدتی از طریق استاد شریعتی (پدر دكتر) كه با ارشاد همكاری داشت، از دكتر دعوت شد تا با آنان همكاری داشته باشد. در سال‌های اول همكاری دكتر با ارشاد، به علت اشتغال در دانشكده ادبیات مشهد، ایراد سخنرانی‌های او مشروط به اجازه دانشكده بود، برای همین بیشتر سخنرانی‌ها در شب‌جمعه انجام می‌شد، تا دكتر بتواند روز شنبه سر كلاس درس حاضر باشد. پس از چندی همفكر نبودن دكتر و بعضی از مبلغین، باعث بروز اختلافات جدی میان مبلغین و مسئولین ارشاد شد. در اوائل سال ۴۸، این اختلافات علنی شد و از هیئت امنا خواسته شد كه دكتر دیگر در ارشاد سخنرانی نكند. اما بعد از تشكیل جلسات و و نشست‌هایی، دكتر باز هم در حسینیه سخنرانی كرد. هدف دكتر از همكاری با ارشاد، تلاش برای پیش برد اهداف اسلامی بود. سخنرانی‌های او، خود گواهی آشكار بر این نكته است. در سخنرانی‌ها، مدیریت سیاسی كشور به شیوه‌ای سمبلیك مورد تردید قرار می‌گرفت. در اواخر سال ۴۸، حسینیه ارشاد، كاروان حجی به مكه اعزام می‌كند تا در پوشش اعزام این كاروان به مكه، با دانشجویان مبارز مقیم در اروپا، ارتباط برقرار كنند.

دكتر با وجود ممنوع‌الخروج بودن، با تلاش‌های بسیار، با كاروان همراه می شود. تا سال ۵۰دكتر همراه با كاروان حسینیه، سه سفر به مكه رفت كه نتیجه آن مجموعه سخنرانی‌های میعاد با ابراهیم و مجموعه سخنرانی‌ها تحت عنوان حج در مكه بود، كه بعدها به عنوان كتابی مستقل منتشر شد. پس از بازگشت از آخرین سفر در راه برگشت به مصر رفت، كه این سفر ره‌آورد زیادی داشت، از جمله كتاب آری این چنین بود برادر.

در سال‌های ۴۹-۵۰، دكتر بسیار پر كار بود. او می‌كوشید، ارشاد را از یك موسسه مذهبی به یك دانشگاه تبدیل كند. از سال ۵۰، شب و روزش را وقف این كار می‌كند، در حالی كه در این ایام در وزارت علوم هم مشغول بود. به مرور زمان، حضور دكتر در ارشاد، باعث رفتن برخی از اعضا شد، كه باعث به وجود آمدن جوی یك‌دست‌تر و هم‌فكر‌تر شد. با رفتن این افراد، پیشنهاد‌های جدید دكتر، قابل اجرا شد. دانشجویان دختر و پسر، مذهبی و غیر مذهبی و از هر تیپی در كلاس‌های دكتر شركت می‌كردند. در ارشاد، كمیته‌یی مسئول ساماندهی جلسات و سخنرانی‌ها شد. به دكتر امكان داده شد كه به كمیته‌های نقاشی و تحقیقات نیز بپردازد. انتقادات پیرامون مقالات دكتر و استفاده از متون اهل تسنن در تدوین تاریخ ‌اسلام و همچنین حضور زنان در جلسات، گذاشتن جلسات درسی برای دانشجویان دختر و مبلمان سالن و از این قبیل مسائل بود. این انتقادات از سویی و تهدیدهای ساواك از سوی دیگر هر روز او را بی‌حوصله تر می‌كرد و رنجش می‌داد. دیگر حوصله معاشرت با كسی را نداشت. در این زمان به غیر از درگیری‌های فكری، درگیری‌های شغلی هم داشت. عملاً حكم تدریس او در دانشكده لغو شده بود و او كارمند وزارت علوم محسوب می‌شد. وزارت علوم هم، یك كار مشخص تحقیقاتی به او داده بود تا در خانه انجام دهد. از اواخر سال۵۰ تا۵۱، كار ارشاد سرعت غریبی پیدا كرده بود. دكتر در این دوران به فعال شدن بخش‌های هنری حساسیت خاصی نشان می‌داد. دانشجویان هنر دوست را تشویق می‌كرد تا نمایشنامه ابوذر را كه در دانشكده مشهد اجرا شده بود، بار دیگر اجرا كنند. بالاخره نمایش ابوذر در سال ۵۱، درست یكی دوماه قبل از تعطیلی حسینیه، در زیر زمین ارشاد برگزار شد. این نمایش باعث ترس ساواك شد، تا حدی كه در زمان اجرای نمایش بعد به نام «سربداران» در ارشاد، حسینیه برای همیشه بسته و تعطیل شد، درست در تاریخ ۱۹/۸/۵۱.

آخرین زندان

از آبان ماه ۵۱ تا تیر ماه ۵۲، دكتر به زندگی مخفی روی آورد. ساواك به دنبال او بود. از تعطیلی به بعد، متن سخنرانی‌های دكتر با اسم مستعار به چاپ می‌رسید. در تیر ماه ۵۲، دكتر در نیمه شب به خانه‌اش مراجعه كرد. بعد از جمع‌آوری لوازم شخصیش و وداع با خانواده و چهار فرزندش دو روز بعد به شهربانی مراجعه كرد و خودش را معرفی كرد. بعد از آن روز به مدت ۱۸ ماه به انفرادی رفت. شكنجه‌های او بیشتر روانی بود تا جسمی. در اوائل ملاقات در اتاقی خصوصی انجام می‌شد و بیشتر مواقع فردی ناظر بر این ملاقات ها بود. دكتر اجازه استفاده از سیگار را داشت ولی كتاب نه!! بعد از مدتی هم حكم بازنشستگی از وزارت فرهنگ به دستش رسید. در تمام مدت ساواك سعی می‌كرد دكتر را جلوی دوربین بیاورد و با او مصاحبه كند. ولی موفق نشد. دكتر در این مدت بسیار صبور بود و از صلابت و سلامت جسم نیز بر‌خوردار. او با نیروی ایمان بالایی كه داشت، توانست روزهای سخت را در آن سلول تنگ و تاریك تحمل كند. در این مدت خیلی از چهره های جهانی خواستار آزادی دكتر از زندان شدند. به هر حال دكتر بعد از ۱۸ ماه انفرادی در شب عید سال۵۴، به خانه برگشت و عید را در كنار خانواده جشن گرفت. بعد از آزادی یك سره تحت كنترل و نظارت ساواك بود. در واقع در پایان سال ۵۳، كه آزادی دكتر در آن رخ داد، پایان مهم ترین فصل زندگی اجتماعی-سیاسی وی و آغاز فصلی نو در زندگی او بود. در تهران دكتر مكرر به سازمان امنیت احضار می‌شد، یا به در منزل اومی‌رفتند و با به هم زدن آرامش زندگیش قصد گرفتن همكاری از او را داشتند. با این همه، او به كار فكری خود ادامه می‌داد. به طور كلی، مطالبی برای نشریات دانشجویی خارج از كشور می‌نوشت. در همان دوران بود كه كتاب‌هایی برای كودكان نظیر كدو ‌تنبل، نوشت.

در دوران خانه‌نشینی (دو سال آخر زندگی) فرصت یافت تا بیشتر به فرزندانش برسد. در اواخر، بر شركت فرزندانش در جلسات تاكید می‌كرد. بر روی فراگیری زبان خارجی اصرار زیادی می‌ورزید. در سال۵۵، با هم فكری دوستانش قرار شد، فرزند بزرگش، احسان، را برای ادامه تحصیل به اروپا بفرستد. بعد از رفتن فرزندش، خود نیز بر آن شد كه نزد او برود و در آنجا به فعالیت‌ها ادامه دهد. راه‌های زیادی برای خروج دكتر از مرزها وجود داشت. تدریس در دانشگاه الجزایر، خروج مخفی و گذرنامه با اسم مستعار و …

بعد از مدتی با كوشش فراوان، همسرش با ضمانت نامه توانست پاسپورت را بگیرد. در شناسنامه اسم دكتر، علی مزینانی بود، در حالی كه تمام مدارك موجود در ساواك به نام علی شریعتی یا علی شریعتی مزینانی ثبت شده بود. چند روز بعد برای بلژیك بلیط گرفت. چون كشوری بود كه نیاز به ویزا نداشت. از خانواده خداحافظی كرد و قرار به ملاقت دوباره آنها در لندن شد. در روز حركت بسیار نگران بود. سر را به زیر می‌انداخت تا كسی او را نشناسد. اگر كسی او را می‌شناخت، مانع خروج او می‌شدند. و به هر ترتیبی بود از كشور خارج شد. دكتر نامه‌ای به احسان از بلژیك نوشت و برنامه سفرش را به او در اطلاع داد و خواست پیرامون اخذ ویزا ازامریكا تحقیق كند.

ساواك در تهران از طریق نامه‌یی كه دكتر برای پدرش فرستاده بود، متوجه خروج او از كشور شده بود و دنبال رد او بود. دكتر بعد از مدتی به لندن، نزد یكی از اقوام همسرش رفت و در خانه او اقامت كرد. بدین ترتیب كسی از اقامت دو‌هفته‌یی او در لندن با خبر نشد. پس از یك هفته، دكتر تصمیم گرفت با ماشینی كه خریده بود از طریق دریا به فرانسه برود. در فرانسه به دلیل جواب‌های گنگ و نامفهوم دكتر، که می خواست محل اقامتش لو نرود، اداره مهاجرت به او مشكوك می‌شود. ولی به دلیل اصرار‌های دكتر حرف او را مبنی بر اقامت در لندن در نزد یكی از اقوام قبول می‌كند. این خطر هم رد می‌شود. بعد از این ماجرا، دكتر در روز ۲۸ خرداد، متوجه می‌شود كه از خروج همسرش و فرزند كوچكش در ایران جلوگیری شده. بسیار خسته و ناباورانه به فرودگاه لندن می‌رود و دو فرزند دیگرش، سوسن و سارا را به خانه می‌آورد. دكتر در آن شب اعتراف می‌كند كه جلوگیری از خروج پوران و دخترش مونا می‌تواند او را به وطن بازگرداند، او می گوید كه فصلی نو در زندگیش آغاز شده است. در آن شب، دكتر به گفته دخترانش بسیار ناآرام بود و عصبی … شب را همه در خانه می‌گذرانند و فردا صبح زمانی كه نسرین، خواهر علی فكوهی، مهماندار دكتر، برای باز كردن در خانه به طبقه پایین می‌آید، با جسد به پشت افتاده دكتر در آستانه در اتاقش رو‌‌به‌رو می‌شود. بینی‌اش به نحوی غیر عادی سیاه شده بود و نبضش از كار افتاده بود. چند ساعت بعد، از سفارت با فكوهی تماس می‌گیرند و خواستار جسد می‌شوند، در حالی كه هنوز هیچ كس از مرگ دكتر با خبر نشده بود.

پس از انتقال جسد به پزشكی قانونی، بدون انجام كالبد شكافی و علت مرگ را ظاهراً انسداد شرائین و نرسیدن خون به قلب اعلام كردند. و بالاخره در كنار مزار حضرت زینب آرام گرفت!…

 

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 13:23 توسط محسن |

 

 معرفی مهندسی عمران

Civil Engineering

 

  

 

1-  مقدمه:

مجموعه مهندسی عمران یا رشته عمران یكی از رشته­های پر اهمیت و جذاب در مجموعه رشته­های آزمون سراسری است كه داوطلب در گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی می­تواند آن را انتخاب كند. پیشرفت سریع جوامع و نیازهای روز افزون آنها به انجام طرحهای مختلف عمرانی از یك طرف و رشد و توسعه علوم مختلف از طرف دیگر، ایجاب می­نماید تا با یك برنامه ریزی صحیح و همه جانبه و پرورش استعدادهای جوان و نیز استفاده بهینه از ابزار و امكانات موجود در جامعه ، گامی بلند  در جهت ترقی و تعالی جامعه برداشته شود.

 

2-  اهمیت و ضرورت:

سرپناه از نیازهای اساسی و اولیه نوع بشر است که در دوره­های مختلف زندگی او بصورتهای مختلفی به این نیاز پاسخ داده شده است. انسانهای اولیه از غارها که بصورت طبیعی ساخته پدیده­های زمین شناسی بودند استفاده می­کردند. ولی آیا انسان بلند پرواز که همواره سعی در بدست آوردن و رام کردن طبیعت دارد، می­توانست به این مکانهای محدود و بی روح بسنده کند؟

انسانها با بکارگیری ابزارهای دست ساز خود و استفاده از منابعی که طبیعت در اختیار آنها قرار می­داد، اقدام به ساخت محلی برای زندگی خود کردند. با پیدایش اولین سرپناه دست ساز بشر پایه و اساس مهندسی عمران بوجود آمد. با بزرگتر شدن جوامع و نیاز آنها به سرپناههای بزرگتر، و تلاش بشر در جهت مهار و رام کردن طبیعت در جهت رفع نیازهای خود همانند ساختن سدها و پلها و ... رفته رفته نقش مهندسی عمران در زندگی بشر پررنگ و پررنگتر شد.

پیشرفتهای بزرگی که امروزه شاهد آن هستیم در سایه آرامش و ایمنی ایجاد شده توسط مهندسی عمران حاصل گردیده­است. مهار قهر طبیعت همانند سیل و زلزله و طوفانهای وحشتناک، هدیه­هایی هستند که مهندسی عمران به جامعه امروزی عطا کرده است. از طرف دیگر راههای ارتباطی که همچون شریانهای حیاتی جامعه هستند، سدهای عظیمی که برق را به ارمغان می­آورند، تونلهایی که دل کوهها را می­شکافند و ... همگی شواهدی بر اهمیت این رشته مهندسی دارند.

در زبان انگلیسی به مهندسی عمران Civil Engineering اطلاق میشود که Civil به معنی تمدن و از همان ریشه کلمه Civilization است. پس میتوان نتیجه گرفت همانطور که از اسم این رشته پیداست، مهندسی عمران یعنی مهندسی تمدن! و تقریبا بیش از سایر رشته­های مهندسی به جامعه نزدیکتر است.

 

3-  تفاوت مدرک و شغل مهندس عمران:

ذکر این نکته ضروری است که مهندسی عمران، یک مدرک تحصیلی است که به فرد پس از تحصیل در دانشگاه اعطا میشود، ولی به عنوان شغل به حساب نمی­آید. بلکه بدلیل گسترده بودن حوضه فعالیت دانش آموختگان این رشته، شغلهایی که یک مهندسی عمران میتواند داشته باشد بصورتهای مختلفی طبقه­بندی می­شوند. یک مهندس عمران می­تواند در حوضه پیمانکاری، مشاوره، نظارت و یا اگر دقیقتر به موضوع بنگریم در قسمتهای ساختمان سازی، سدسازی، راه سازی، پالایشگاه و سازههای صنعتی، مدیریت ساخت، سازه­های دریایی و ... فعالیت داشته باشد که سعی خواهم کرد در ادامه مطلب توضیحات بیشتری را در این مورد ارائه نمایم.

 رشته عمران در کشور ایران در مقاطع کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا تدریس می­شود و امکان گرفتن مدرک در هرکدام از مقاطع برای دانشجویان ایرانی وجود دارد. با بالارفتن سطح تحصیلی، بدلیل گسترده بودن زیر مجموعه­ها، زمینه فعالیت محدود و بصورت تخصصی درمی­آید، برای مثال یک دانشجو در دوره کارشناسی عمران، بصورت ضمنی تمام دروس زیر مجموعه­های مختلف را مطالعه میکند و تقریبا با تمام زیر مجموعه­ها بصورت محدودی آشنا می­شود ولی در دوره­های بالاتر فقط یکی از زمینه­ها مورد مطالعه دقیقتر قرار میگیرد. برای مثال درس "اصول مهندسی زلزله" یکی از دروس دوره کارشناسی است که طی آن دانشجویان با اساس زلزله و طراحی در برابر زلزله آشنا می­شوند. اما در دوره کارشناسی ارشد مهندسی زلزله، دانشجویان فقط بصورت تخصصی به مطالعه دقیق زلزله می­پردازند.

در این مطلب بیشتر به معرفی رشته مهندسی عمران یعنی دوره کارشناسی عمران پرداخته می­شود و گرایشهای مختلف آن توضیح داده می­شود.

 

 

 

نمایی از سد کارون 3 در حال ساخت

 

 

 

 

4-  معرفی اختصاری گرایشهای مختلف مهندسی عمران

4-1-       مهندسی عمران – عمران

این رشته قبلا به مهندسی راه و ساختمان موسوم بوده و به منظور تربیت مهندسان طراح ، محاسبه و اجرای پروژه‌های ساختمانی، صنعتی ، راه‌سازی و تاسیسات آبی و نظارت بر حسن اجرای طرحهای عمرانی در زمینه‌های فوق و همچنین همكاری با مهندسان مشاور یا محاسبه در زمینه‌های یاد شده ، به وجود آمده است. قسمت عمده دروس این رشته را مجموعه متنوعی از دروس نظری و پروژه‌های طراحی تشكیل می‌دهد و كنار آنها تعدادی دروس آزمایشگاهی و كارگاهی و نیز دو دوره كارآموزی در طی دو تابستان پیش‌بینی شده است. با توجه به سیاستهای عمرانی و سرمایه‌گذاریهای دولت برای ایجاد ساختمانها، راهها، پلها، سدها، نیروگاههای هسته‌ای و حرارتی ، رفع نیازهای عمرانی در زمینه مسكن و تاسیسات آبی جهت تامین آب آشامیدنی شهرها و روستاها همچنین بازسازی مناطق جنگ‌زده اهمیت این رشته مشخص می‌شود. فارغ‌التحصیلان این رشته می‌توانند در وزارتخانه‌ها (نظیر وزارتخانه‌های راه‌ و ترابری مسكن و شهرسازی و نیرو) و شركتهای دولتی و شركتهای خصوصی و مهندسان مشاور به كارهای طراحی ، محاسبه و اجرا بپردازند. در شرایط حاضر فارغ‌التحصیلان این رشته می‌توانند در دوره‌های مختلف كارشناسی ارشد سازه (آنالیز و طرح سازه‌ها) ، خاك و پی (مطالعه مسائل مربوط به رفتار خاكها و محاسبات پی‌ها) ، راه و ترابری (طرح راهها و شبكه ترابری) ، سازه‌های آبی (طراحی سازه‌های هیدرولیكی و مسائل آبی دیگر در ارتباط با سدها) در داخل كشور ادامه تحصیل دهند.

امكان ادامه تحصیل در دوره دكتری در داخل و در خارج از كشور وجود دارد. دارا بودن دانش قوی ریاضی و فیزیك و توانایی جسمانی از ضروریات این رشته است. حدود 10 درصد از دروس این دوره عملی است و از دروس تخصصی آن می‌توان طراحی سازه‌های فولاد و بتن ، پی‌سازی، مكانیك خاك، مكانیك سیالات، هیدرولیك و تحلیل سازه‌ها را نام برد.

 

 

4-2-       مهندسی عمران – نقشه‌برداری

 

طرح و اجرای برنامه‌های عمران و مطالعات مربوط به زمین مستلزم وجود اطلاع دقیق مهندسی (مسطحاتی، ارتفاعی، چگونگی) به هنگام به صورت نقشه‌های گوناگون (ترسیمی ، رقمی، تصویری) از منطقه مورد نظر است. مجموعه نقشه‌برداری پاسخگوی این نیازها به گونه‌ای هماهنگ با دیگر رشته‌های عمران است و هدفش تربیت افرادی است كه آگاهی علمی كافی و مهارت فنی لازم را در زمینه نقشه‌برداری داشته باشند. داوطلبان ورود به این رشته باید در ریاضیات (هندسه، مثلثات) و فیزیك دوره دبیرستان قوی بوده علاقه‌مندی و آمادگی جسمی (برای كارهای صحرایی و ...) لازم را دارا باشند. بعضی دروس تخصصی این رشته عبارتند از : راه سازی ، تئوری خطاها، جغرافیای ایران ، نقشه‌برداری، ژئودزی (جهت تعیین شكل زمین) فتوگرامتری زمینی و هوایی (عكسهای هوایی) كارتوگرافی، هیدروگرافی (نقشه‌برداری از بستر دریا) ، پروژه و كارآموزی از جمله دروس این دوره است. بعضی تواناییهای فارغ‌التصیلان این رشته عبارتند از:

مدیریت گروههای اجرایی در عملیات نقشه‌برداری ، طرح و برنامه‌های سیستم نقشه، محاسبات و برنامه‌ریزی در زمینه‌های مختلف فنی نقشه‌برداری، تدریس و آموزش در دوره كاردانی (پس از طی دوره مربوط به تعلیم و تربیت).

امكان ادامه تحصیل در این رشته تا حد كارشناسی ارشد در داخل و در سطوح بالاتر در خارج از كشور موجود است. سازمان نقشه‌برداری وزارت برنامه و بودجه ، وزارت راه و ترابری ،‌ وزارت نفت ، سازمان آب ، سازمان بنادر و كشتیرانی،‌ اداره جغرافیایی ارتش و سپاه و بخش خصوصی و ... از جمله محلهای جذب فارغ‌التحصیلان این رشته است.

نظر دانشجویان: این رشته از لحاظ آموزشی با نارسایی‌هایی نظیر كمبود استاد و لوازم كار مواجه است. زیربنای كلیه كارهای عمرانی نقشه برداری است و با توجه به لزوم انجام دادن كارهای عمرانی، فارغ‌التحصیلان آن سریعا جذب بازار كار می‌شوند. داوطلبان باید به سختی كار در بیابان و كوهستان و شرایط سخت نقشه‌برداری توجه داشته باشند.

 

4-3-       مهندسی عمران – آب

این دوره به منظور تربیت متخصصانی تدوین شده است كه بتوانند در زمینه‌های شناخت منابع آب و كنترل و بهسازی كیفیت منابع آب اطلاعات لازم را به دست آورند تا بتوانند در مراحل مختلف طراحی ، نظارت و مدیریت پروژه‌های آب كار كنند. با توجه به اینكه توسعه كشور در زمینه‌های كشاورزی، صنعتی ، عمران و ... بستگی به میزان آب قابل استفاده دارد می‌توان صنعت آب را در ایران در زمره صنایع مادر به حساب آورد. داوطلبان ورود به این دوره باید در دروس ریاضی، فیزیك و شیمی دبیرستان قوی بوده، علاقه‌مندی و استعداد لازم (خصوصا در زمینه طراحی ) را داشته باشند. دروس این دوره به صورت عمومی، پایه ، اصلی ، تخصصی، انتخابی و كارآموزی (كارآموزی صحرایی پروژه تخصصی و كارآموزی تخصصی) است. بعضی دروس اصلی و تخصصی این رشته عبارتند از : مكانیك خاك ، هواشناسی ، هیدرولیك ، آبهای زیرزمینی ، سدهای كوتاه ، پی‌سازی و ...

فارغ‌التحصیلان این دوره تواناییهای لازم را در زمینه‌های مربوط به كارشناسی مطالعه منابع آب ، تاسیسات آبی و سازه‌های هیدرولیكی، كارشناسی آب و فاضلاب و نظارت بر حسن اجرای طرحهای آبی را خواهند داشت. امكان ادامه تحصیل در این رشته تا حد كارشناسی ارشد و بالاتر در داخل و خارج از كشور وجود دارد. سازمان آب، وزارت جهاد كشاورزی ،‌ وزارت نیرو و بخش خصوصی و ... از جمله مراكز جذب فارغ‌التحصیلان این دوره است.

نظر دانشجویان : یكی از امتیازات این گرایش آن است كه علاوه بر محاسبات سازه‌ای، وارد محاسبات هیدرولوژی و هیدرولیك نیز شده و بر وسعت كار می‌افزاید.

 

 

 

بدلیل اهمیت گرایش مهندسی عمران – عمران و اینکه امروزه اطلاق مهندسی عمران بیشتر تداعی کننده این گرایش است، به توضیح جزئیات بیشتری از این گرایش می­پردازیم:

 

5-   توضیح کامل گرایش مهندسی عمران – عمران

 

 

5-1-    تعریف و هدف

عمران یكی از گرایشهای مجموعه مهندسی عمران است كه در مقطع كارشناسی در بسیاری از دانشگاههای معتبر كشور ارائه می گردد.

هدف از این رشته تربیت نیروهای متخصصی است كه بتوانند در پروژه های مختلف عمرانی در زمینه های ساختمانی ، راه سازی،پل سازی، سازه ها و بناهای آبی ، جمع آوری  و دفع فاضلاب و … مسوولیت طرح، محاسبه اجرا و نظارت بر اجرا را بر عهده گیرند.

5-2-    اهمیت و جایگاه در جامعه

كمتر جایی از یك جامعه و كمتر محلی  از یك منطقه است كه فعالیتهای عمرانی به عنوان اولین واساسی ترین نیازهای آن طرح نشود. حتی تمام فعالیتهای صنعتی، كشاورزی، و … نیز به طور مستقیم و غیر مستقیم به این رشته و ابسته اند و از آن سود می برند.

علاوه بر رشد و توسعه جوامع، پیشرفت علم و فن آوری نیز ضرورت پرداختن و توجه دقیق و علمی به كارهای عمرانی و تغییر شیوه های گذشته را آشكار می سازد. فعالیتهای مختلف عمرانی در جهت ایجاد ساختمانها، راهها- پلها، سدها، شبكه های آب رسانی شهرها و روستاها، ساختمانهای خاص نظیر نیرو گاههای هسته ای و حرارتی و .. بخش بزرگی از مجموعه فعالیتهای اقتصادی و تولیدی كشور را به خود اختصاص می دهد به گونه ای كه سهم عظیمی از سرمایه گذاری های ملی در طرحهای ساختمانی و صنایع وابسته به آن به كار گرفته می شود.

مجموعه مطالب بیان شده و نیز جذب سریع فارغ التحصیلان این مجموعه در وزارت خانه ها و نهادها  و سازمانهای دولتی و همچنین بخشهای خصوصی نظیر : شركتهای مهندسان مشاور و شركتهای ساختمانی و راه سازی و … اهمیت قابل ملاحظه و نیاز خاص به متخصص در این رشته را، حتی در مقایسه با سایر رشته های فنی و مهندسی، به وضوح نشان می دهد .

 

5-3-    تواناییهای لازم برای داوطلبان این رشته و ادامه تحصیل در آن

برای ادامه تحصیل در این رشته – با توجه به كمیت و كیفیت درسهایی كه در این دوره تدریس می گردد – داوطلب باید از توان و دانش برتر در زمینه های ریاضی . فیزیك برخوردار باشد، همچنین توان جسمی، قدرت تجزیه و تحلیل، قدرت تجسم و دقت كافی در مسائل را داشته باشد. شایان ذكر است كه بسیاری از كارها و طرحهای عمرانی در خارج از محیطهای شهری بوده و فعالیت نسبتا" زیادی را می طلبد.

5-4-    تواناییهای فارغ التحصیلان

همان گونه كه اشاره شد، فارغ التحصیلان این رشته می توانند پس از پایان تحصیلات، مسوولیتهای متفاوتی نظیر طراحی، محاسبه ، اجرا و نظارت بر اجرای طرحهای مختلف عمرانی را به عهده گیرند. از جمله می توان به موارد زیر اشاره نمود :

     1- محاسبه، ساخت و اجرا و تا حدودی طراحی ساختمانهای مختلف مسكونی ، اداری و صنعتی اعم از آجری، بتنی وفولادی، نظیر ساختمانهای مسكونی ویلایی ، چند طبقه، آپارتمانها و برجهای بلند و همچنین كارهای ساختمانی اداره ها، مدرسه ها، بیمارستانها، كارخانه ها و مراكز صنعتی، ساختمانها و مراكز ورزشی، تالارهای اجتماعات و …

2 - طراحی، محاسبه و اجرای راهها و جاده های مختلف ارتباطی داخل و خارج شهرها و و روستاها اعم از : راههای شوسه، راههای آسفالته، بزرگ راهها و نیز راه آهن ( شامل مسیریابی، پیاده كردن مسیر، زیر سازی و روسازی).

3-  ساخت و اجرا و در مواردی طراحی و محاسبه انواع پلهای بتنی وفلزی و با دهانه ها و ابعاد و شكلهای متفاوت نظیر : پلهای داخل شهری و روگذرها، پلهای خارج شهری و جاده ها.

4- اجرای سدهای مختلف خاكی و بتنی و نیز بندهای انحرافی و سایر تاسیسات وایسته نظیر تونل یا كانال انحراف آب رودخانه ( جهت اجرای عملیات كارگاهی در ضمن ساخت سد) ، تاسیسات آبگیری از سد و كنترل ارتفاع آب در پشت سد و ... )

5 - اجرای كارهای مربوط به ساماندهی رودخانه ها.

6- طراحی، محاسبه و ساخت خطوط انتقال آب اعم از انواع كانالهای تحت فشار و یا كانالهای با سطح آزاد آب كه به منظور انتقال آب از سدها و دریاچه ها و .. . برای مصارف كشاورزی، شرب و صنعتی به منطقه های مورد نیاز و نیز جهت انتقال آب از تصفیه خانه های آب به مخازن آب و از آن جا به مناطق مصرف، ساخته می شوند.

7- ساخت تصفیه خانه های آب و فاضلاب شامل : ساختمانها تاسیسات مربوط ، محوطه سازی و ...

8- طراحی، محاسبه وساخت شبكه های آب رسانی به منطقه های شهری و روستایی جهت تامین آب شرب مورد نیاز افراد و تاسیسات مربوط نظیر : مخازن آب،لوله كشی، انشعابات، و ...

9- طراحی ، محاسبه ساخت شبكه های جمع آوریو دفع آبهای سطحی ناشی از نزولات جوی در خیابانها وسایر منطقه های شهرها و شهر كها و همچنین شبكه های جمع آوری و دفع فاضلابهای خانگی و صنعتی و انتقال آنها به خارج از شهر و تصفیه خانه ها.

10- انجام بسیار از كارهای نقشه برداری كه برای كارهای ساختمانی مختلف نظیر: سراه سازی، سد سازی، و  كهبه خصوص برای پیاده نمودن و اجرای دقیق نقشه ها مورد نیاز است، و همچنین تا حدودی كارهای نقشه كشی طراحی و معماری .

 

نمایی از برج مخابراتی میلاد در حال ساخت

 

 

5-5-    موقعیتهای شغلی و محلهای كار

مراكز مختلفی به صورت مستقیم و غیر مستقیم در فعالتیهای عمرانی نقش دارند كه هر یك به تناسب نوع فعالیت خود، اقدام به جذب فارغ التحصیلان این رشته می كنند. 

 وزارت خانه های مسكن و شهر سازی، راه و ترابری ، جهاد سازندگی و نیرو بهصورت گسترده تر و سایر وزارت خانه ها ، اداره ها ، سازمانها، مراكز دولتی و خصوصی نظیر : وزارت خانه های آموزش وپرورش ، كشاورزی، فرهنگ و آموزش عالی،بانكها و ... به صورت غیر مستقیم برای كارهای عمرانی خود مثل طرح محاسبه ، اجرا و نظارت بر اجرا، نیاز به استخدام مهندسان عمران دارند. علاوه بر آن، شركتهای مختلف مهندسان مشاور كه در كشور به صورت گسترده  وظیفه طراحی ، محاسبه و نظارت براجرای پروژه های ساختمانی را برعهده دارند، همچنین شركتهای ساختمانی و را ه سازی دولتی و خصوصی كه در اجرای این طرحها فعالیت دارند ،تعداد كثیری از فارغ التحصیلان رشته عمران را استخدام می كنند.

5-6-    واحدهای درسی

بر اساس مصوبه های شورای عالی برنامه ریزی، دانشجو باید در دوره كارشناسی عمران 14 واحد درسی رابگذراند كه 20 واحد آن درسهای عمومی ، 25 واحد درسهای پایه، 8 واحد درسهای اصلی و تخصصی الزامی و 15 واحد درسهای اختیاری است.

     1- درسهای عمومی ،درسهایی است كه در تمام رشته های تحصیلی دانشگاهی و در دوره های كارشناسی و كارشناسی ارشد پیوسته ب صورت مشترك ارائه می گردد و دانشجو موظف به گذراندن آنهاست، نظیر معارف اسلامی، فارسی و زبان خارجی .

درسهای پایه به درسهای گفته می شود كه در غالب رشته های هم گروه ( نظیر گروه فنی و مهندسی ) و بخصوص در گرایشهای مختلف یك رشته، بهصورت مشترك تدریس شده، اساس و پایه درسهای اصلی و تخصصی را تشكیل می دهد نظیر ریاضی عمومی ،معادلات دیفرانسیل وفیزیك.

درسهای اصلی و تخصصی الزامی عبارت از درسهایی است كه دانشجو را در زمینه تخصصی مربوط آموزش داده،او را برای انجام وظایف خاص در زمینه كارهای خویش در جامعه آماده می­سازد ، نظیر " رسم فنی و نقشه كشی ساختمان " ، " سازه های بتن آرامه " و " سازه های فولاد " . گذراندن این درسهای تخصصی الزامی است.

درسهای اختیاری ، عبارت است از : مجموعه درسهایی كه اگر چه تخصصی است، اما دانشجو می تواند با توجه به علاقه شخصی و برنامه ای كه برای اینده خود دارد و همچنین نظر استاد راهنما در گروه و با هماهنگی شورای آموزشی گروه، تعدادی از آنها را انتخاب نماید : نظیر : " ماشین الات ساختمان " ، اصول مهندسی ترافیك " و بناهای آبی " .

الف ) درسهای پایه

13 واحد از درسهای پایه در زمینه ریاضی است، شامل " ریاضی عمومی " ، " معادلات دیفرانسیل " ، " محاسبات عددی و آمار " و " احتمال مهندسی " كه پایه درسهای تخصصی در مهندسی عمران را تشكیل می دهد ومكمل ریاضیاتی است كه در دوران دبیرستان و در رشته ریاضی – فیزیك خوانده می شود. برای موفقیت در این درسها، دانشجو باید تلاشهای فكری و علمی قابل ملاحظه ای انجام دهد.

همچنین درسهای " فیزیك در زمینه های حرارت " ، " مكانیك " و الكتریسته " و " مغناطیس " و یز درس " برنامه نویسی رایانه" – كه در آن دانشجو با رایانه و زبانهای برنامه نویسی رایانه آشنا می شود وبه برنامه نویسی به زبان فرترن تسلط پیدا می كند – از جمله درسهای پایه هستند.

ب ) درسهای اصلی و تخصصی الزامی

این درسها كه بسیاری از آنها به یك دیگر وابسته اند و بعضی پیش نیاز درس دیگر است، دانشجو در طول نیم سالهای مختلف تحصیلی آنها را انتخاب ومی گذراند. دراین جا خلاصه ای از مطالب مطرح شده در بعضی از درسهای تخصصی الزامی را ارائه می كنیم .

رسم فنی و نقشه كشی ساختمان : در درس " رسم فنی و نقشه كشی ساختمان " ، دانشجو با اصول كلی رسم فنی و نمایش قطعه ها به صورت تصویری آشنا شده، پس  از شناخت علائم قرار دادی در نقشه های ساختمان و نقشه های تاسیسات برقی و مكانیكی، چگونگی رسم نقشه های مختلف و خواندن نقشه های ساختمانی  را فرامی گیرد.

اصول مبانی معماری و شهر سازی : در این درس كه پس از درس فنی و نقشه كشی گذراندنه می شود، دانشجویان با نظریه های معماری ونقش مهندسان معماری در جامعه آشنا شده، چگونگی ارتباط بین فضاهای مختلف در انواع ساختمانها نظیر ساختمانهای مسكونی ، كودكستان، مدرسه ، كتابخانه ، بناهای صنعتی و درمانگاه وبیمارستان را فرا می گیرند.  همچنین مطالبیدر مورد مفاهیم اولیه شهر سازی و جوامع روستایی و شناخت طرحهای هادی و تفصیلی و منطقه ای در مورد فعالیتهای عمرانی شهری، در این درس ارائه می گردد.

استاتیك، مقاومت مصالح ،تحلیل سازه ها : در این درسها كه به ترتیب در نیم سالهای مختلف ارائه می گردد، تعادل سازه های مختلف دراثر بارها ونیروهای وارده بر آنها مورد مطالعه قرار گرفته، چگونگی محاسبه سازه هایی همچون خرپاها بیان می شود. سپس به بررسی نیروهای داخلی به وجود آمده دراثر بارهای خارجی وروشهای تعیین آنها در قسمتهای مختلف سازه پرداخته ، ضمن تعیین مشخصه های هندسی قطعه های مختلف، مقاومت آنها را در مقابل نیروهای محوری و برشی همچنین خمش و پیچش مورد بررسی و تجزیه وتحلیل قرار می دهد.

همچنین در درس" تحلیل سازه ها " ، روشهای محاسبه تغییر مكان سازه ها و تحلیل سازه های پیچیده تر نظیر : " تیرهای سراسری " " قابهای" وساختمانهای بلند ( برج)، به دانشجو آموزش داده می شود.

اصول مهندسی زلزله : شناخت علتهای وقوع زلزله ، چگونگی سنجش قدرت زلزله، چگونگی تخریب و راههای كاهش پیامدهای آن، و روشهای تحلیل سازه های مختلف در برابر زلزله جهت مقاوم سازی آنها  به خصوص برای منطقه های زلزله خیز ایران از اهمیت  خاصی برخوردار است كهدر درس " اصول مهندسی زلزله " مورد بحث قرار می گیرد.

سازه های بتن آرمه و پروژه : بسیاری از ساختمانها وسازه ها نظیر ساختمانهای چند طبقه ،پلها و .. با بتن و بتن مسلح ساخته می شود و در موارد دیگر نیز حداقل برای ساخت قسمتهایی از سازه نظیر پی و فوندانسیون ( شالوده ) و..  از بتن استفاده می گردد. در درس " سازه های بتن آرامه " با استفاده ازاصول فراگرفته شده در تحلیل سازه ها، واكنش قطعات بتنی نظیر تیرها، ستونها، قابها، و صفحات ساخته شده از بتن مسلح تحت تاثیر انواع مختلف بارگذاری وتركیبات آنها مورد بررسی قرار گرفته ، با توجه به خواص مكانیكی بتن و فولاد و ایین نامههای مختلف ،ابعاد قطعه ومیزان فولاد لازم در هر قسمت ، معین و طراحی می گردد.

در نهایت ،دانشجو از طریق انجام طرح، كلیه مرحاه های بارگذاری، آنالیز، و طراحی یك سازه بتنی را به پایان رسانیده، گزارش كاملی از طی مراحل و نحوه محاسبات ونتیجه آنها ارائه می كند.

سازه های فولادی وپروژه : دراین درسها،دانشجو ضمن آشنا شدن با انواع فولادهای ساختمانی ، واكنش و مقاومت آنها، به چگ.نگی عملكرد اعضای مختلف یك سازه فولادی تحت اثر بارهای مختلف تسلط یافته، نحوه محاسبه قطعه های مختلف نظیر تیرها، ستونها، قابها، بادبندها واتصالهای مختلف آنها را فرا می گیرد، همچنین برای طراحی و تعیین مشخصه ها و ابعاد این قطعه ها، حداقل با یك ایین نامه معتبر بین المللی و نیز با ایین نامه ساختمانهای فولادی ایران آشنایی كامل پیدا می كند.

در پایان درس نظری ، دانشجو طرح كامل یك سازه فولادی را از ابتدا تا انتها به همراه گزارش مبسوط آن – به عنوان پروژه – ارائه می كند.

مكانیك خاك و پی سازی : بارهای وارد شده بر سازه ها از طریق پی یا فوندانسیون ( شالوده ) به خاك منتقل می شود. بدین جهت، شناخت چگونگی واكنش انواع خاكها و پی ها از ضروریات است. با این تعبیر ، هدف از این دو درس ، اشنایی دانشجو با مبانی و مفاهیم مقدماتی واكنش خاكها با تكیه بر خواص فیزیكی – مكانیكی آنها و با توجه به زمینه های كاربردی در مسائل مهندسی نظیر تنشها ومقاومت خاك و بررسی پایداری در خاكها و اصول و قانونهای حاكم بر آنها وهمچنین شناسایی انواع پی ها، ظرفیت باربری و محاسبه آنهاست .

مكانیك سیالات ، هیدرولیك و هیدرولوژی مهندسی : بررسی خواص فیزیكی سیالات و از جمله آب، قانونهای حاكم بر آنها در حالت سكون و حركت، نیروهای وارد ده بر اجسام و ساختمانها تاسیسات مختلف ناشی از وجود سیال، تجزیه وتحلیل ومحاسبه جریان درمسیرهای تحت فشار و نیز بررسی حركت وواكنش آب در شرایط و حالتهای مختلف در كانالهای با سطح آزاد و قانونهای هیدرولیكی حاكم بر آنها، از جمله هدفهای درسهای مكانیك سیالات و هیدرولیك است. همچنین در درس هیدرولوژی مهندسی، دانشجو با انواع بارندگیها، تبخیر و تعرق ، نفوذ آب در خاك، آبها سطحی ، آبهای زیر زمینی و روشهای تخمین و مطالعه آنها آشنا می شود.

مهندسی آب وفاضلاب و پروژه : برای تامین آب مورد نیاز جوامع روستایی ،شهری ومراكز صنعتی لازم است تا با انواع و میزان مصرف آب،چگونگی تامین آب، خطوط انتقال و نحوه محاسبه آنها، تصفیه خانه ها، مخزنهای ذخیره، شبكه  توزیع آب و محدودیتهای فنی مربوط، آشنایی كامل وجود داشته باشد، همچنین چگونگی جمع آوری ، دفع و تصفیه فاضلابهای سطحی ، خانگی وصنعتی و آشنایی با مجموعه تاسیسات مرتبط از مسائلی است كه یك مهندس عمران باید با آنها آشنایی داشته باشد. این موارد از جمله هدفهای درس " مهندسی آب و فاضلاب و پروژه " است كه در نهایت به انجام یك پروژه برای محاسبه و طراحی كامل شبكه توزیع آب، جمع آوری و دفع فاضلاب و آبهای سطحی یك شهر یا شهرك منجر می شود.

بناهای آبی : در این درس ، دانشجو با طراحی و محاسبه برخی از شیوه های انتقال  آب و سازه های آب نظیر : كانالهای خاكی  و پوشش دار، كانالهای تحت فشار ، ایستگاههای پمپاژ، آبشارها یا شیب شكنها، زیر گذرها، حوضچه های آرامش و چگونگی آبگیری از سدها، دریاچه ها، كانالها و رودخانه ها و تاسیسات مربوطه آشنا می شود.

نقشه برداری و عملیات : كاردان با دوربینهای مختلف نقشه برداری از طریق اندازه گیری مستقیم و موقعیت نقاط زمینی شناخت انواع و استاندارد نقشه و كاربرد آنها در مهندسی عمران، روشهای اندازگیری طول، زاویه تعیین امتداد وترازیابی و ... از نیازهای ضروری مهندسی عمران است كه در درسهای یاد شده به عنوان یكی از درسهای جذاب بیان می گردد.

راه سازی، روسازی راه و مهندسی ترابری : از جمله تخصصهای مهم یك مهندس عمران، شناخت طرح و محاسبه زیر سازی و روسازی راههاست. بدین منظور درسهای یاد شده جهت فراگیری مطلبی نظیر : طراحی و اجرای راها شامل : مسیریابی، عملیات خاكی، مشخصه ها و طرح هندسی راها در مسیرهای افقی و قائم، مشخصه های فنی انواع مصالح راه و لایه های مختلف روسازی آن ، همچنین روشهای طرح و اجرای روسازیهای شنی و آسفالتی و نیز شبكه هاب حمل و نقل زمینی، دریایی و هوایی و برنامه ریزیها و مدیریتهای حمل و نقل ارائه می گردند.

در درس پروژه راه سازی كه پس از درسهای راه سازی و مهندسی ترابری ارائه می شود، كاربرد اصول را هسازی در طرح كامل یك راه، از ابتدا تا انتها به همراه رسم نقشه ها و محاسبه های مربوط مورد توجه قرار می گیرد .

ج ) سایر درسها

علاوه بر موارد یاد شده كه اهم درسهای دانشگاهی در رشته مهندسی عمران – عمران می باشد، درسهای دیگری نظیر : " مصالح ساختمانی و آزمایشگاه " ، " تكنولوژی بتن و آزمایشگاه " ، " آزمایشگاه مكانیك خاك " ، " آزمایشگاه هیدرولیك " و " آزمایشگاه مقاومت مصالح " ارائه می گردد كه در درسهای آزمایشگاهی، دانشجو بعضی مطالب خوانده شده در درسهای نظری را در عمل آزمایشگاهی آزمایش می كند.

درسهای نظیر " راه آهن " ، و " اصول مهندسی ترافیك " هم كه از جمله درسهای مهم این دوره هستند در بسیاری از دانشگاههای معتبر به عنوان درسهای اجباری تدریس می شوند.

درسهای دیگری به عنوان درسهای اختیاری در دانشگاههای مختلف باعنوانهای متفاوت ارائه می گردند. از جمله مهمترین آنها می توان به درسهای : " بارگذاری " ، " اصول مهندسیسد" ، " طراحی ومعماری " و " اصول مهندسی پل " اشاره كرد.

 

5-7-    ادامه تحصیلات

ادامه تحصیلات در دوره بعد از كارشناسی را تحصیلات تكمیلی می نامند كه شامل : كارشناسی ارشد ( فوق لیسانس یا دكترای حرفه ای ) و دكترای تخصصی است. در دوره كارشناسی ارشد ناپیوسته ، دانشجو حدود 32 واحد آموزشی تخصصی را كه به تناسب رشته ، تعدادی از واحدهای آن را پایان نامه ( یا رساله ) تشكیل می دهد، می گذراند و معلومات خود را در یك زمینه خاص از رشته، گسترده تر از مقطع كارشناسی افزایش می دهد .

در دوره كارشناس تخصصی كه پس از پایان تحصیلات در مقطع كارشناسی ارشد شروع می شود، بسته به رشته تحصیلی ، حدود 45 واحد درس اختصاصی ارائه می گردد كه اغلب در حدود نصف این تعداد واحد به پایان نامه دكتری اختصاص می یابد. دانشجو با تدوین این رساله ، كار تحقیقاتی نسبتا" گسترده ای را در یك زمینه تخصصی خاص به انجام می رساند و سعی می كند در گسترش مرزهای دانش سهیم باشد.

 

 

 

5-8-    گرایشهای مختلف كارشناسی ارشد و دكتری در رشته عمران

فارغالتحصیلان مقطع كارشناسی عمران- عمران، می تواند در مقطع كارشناسی ارشد در گرایشهای مختلف : سازه، سازه های هیدرولیكی ،مهندسی زلزله ، راه وترابری، مكانیك خاك وپی ، مهندسی آب، سازه های دریایی ،مهندسی مدیریت ساخت، مهندسی برنامه ریزی حمل و نقل ،مهندسی نقشه برداری ( ژئودزی)، فتوگرامتری و مهندسی محیط زیست به تحصیل ادامه دهد و  در هر یك از گرایشهای یاد شده زیر شاخه های تخصصی تری وجود دارد كه در مقطع دكترای تخصصی و به خصوص در ضمن انجام رساله دكتری به آن پرداخته می شود.

امكان ادامه تحصیل در تمام گرایشهای یاد شده درمقطع كارشناسی ارشد و در بعضی از زمینه های یاد شده در مقطع دكتری در داخل كشور وجود دارد، ولی ادامه تحصیل در پاره ای از گرایشهای دیگر، در حال حاضر فقط در خارج از كشور میسر است. 

 

5-9-    تواناییهای فارغ التحصیلان مقطعهای كارشناسی ارشد و دكتری

در دوره های تحصیلات تكمیلی ( كارشناسی ارشد و دكتری ) بیشتر به جنبه های نظری و پژوهشی پرداخته می شود. بدین جهت فارغ التحصیلان این دوره ها در هر یك از گرایشهای یاد شده، بیشتر تواناییهای علمی و محاسباتی و به طور كلی نظری خود را افزایش می دهد، اگر چه این افزایش توانایی ، در كارهای اجرایی علمی نیز از نظر صحت اجرا می تواند نقش مهمی داشته باشد.

در مقطع دكتری دانشجو ضمن اففزایش مراتب علمی خود، در یك زمینه تخصصی تر ، قدرت و توان خود را برای انجام كارهای تحقیقاتی و توسعه مرزهای دانش و رفع معضلات علمی و اجرایی از طریق پژوهش بالا برده، تحقیقاتی را در یك مورد خاص، انجام می دهد.

5-10-          جذب فارغ التحصیلان تحصیلات تكمیلی در محیطهای كار

از آن جا كه این فارغ التحصیلان علاوه بر تواناییهای یك كارشناس عمران، از نظر علمی و نظری وپژوهشی در یك زمینه خاص، معلومات بیشتری دارند، بدین جهت كارایی بیشتری نیز دارند واز مطالب فراگرفته شده می توانند در زمینه های طراحی و محاسباتی دقیق و تخصصی تر و همچنین پژوهشی ، استفاده نمایند. این گونه فارغ التحصیلان ضمن آن كه می توانند در تمام محلیهای جذب فارغ التحصیلان كارشناسی مشغول به كار گردند، مسوولیتهای بالاتر و سنگین تر علمی،پژهشی و اجرایی را به عهده می گیرند. پس از پپایان دوره دكترای تخصصی ، امكان همكاری در دانشگاهها و سایر مراكز علمی و پژوهشی به عنوان عضو هیات علمی برایشان میسر می گردد.

 

6-   اینده شغلی ، بازاركار، درآمد:

مراكز مختلفی به صورت مستقیم و غیرمستقیم در فعالیتهای عمرانی نقش دارند كه هر یك به تناسب نوع فعالیت خود، اقدام به جذب فارغ‌التحصیلان این رشته می‌كنند.

وزارت‌خانه‌های مسكن و شهرسازی، راه و ترابری، جهاد سازندگی و نیرو به صورت گسترده‌تر و سایر وزارت‌خانه‌ها، اداره‌ها ، سازمانها ، مراكز دولتی و خصوصی نظیر : وزارت‌خانه‌های آموزش و پرورش ، كشاورزی ، فرهنگ و آموزش عالی، بانكها و ... به صورت مستقیم برای كارهای عمرانی خود مثل طرح و محاسبه، اجرا و نظارت بر اجرا، نیاز به استخدام مهندسان عمران دارند. علاوه بر آن ، شركتهای مختلف مهندسان مشاور كه در كشور به صورت گسترده وظیفه طراحی ، محاسبه و نظارت بر اجرای پروژه‌های ساختمانی را بر عهده دارند؛ همچنین شركتهای ساختمانی و راه‌سازی دولتی و خصوصی كه در اجرای این طرحها فعالیت دارند، تعداد كثیری از فارغ‌التحصیلان رشته عمران را استخدام می‌كنند.

«اصولا مهندس عمران شانس كاری زیادی دارد چون در طراحی و ساخت بسیاری از كارهای عمرانی مانند راهها ، پل‌ها ، سدها ، سازه‌های دریایی برای سكوهای نفتی، آشیانه‌های هواپیما و خانه‌های مسكونی مقاوم در مقابل زلزله‌، مهندسین عمران حضوری فعال دارند. متخصصانی كه یا در دفترهای مشاوره به طراحی پروژه‌های فوق می‌پردازند و یا مجری كارهای عمرانی مذكور بوده و به كیفیت اجرای آنها نظارت دارند.»

«البته باید توجه داشت كه هر دانشجوی مهندسی عمران نمی‌تواند فرصت‌های شغلی خوبی داشته باشد. بلكه باید در دوران تحصیل به دنبال پژوهش ، تحقیق و یادگرفتن باشد نه این كه تنها واحدهای دانشگاهی را پاس كند و یا حتی به فكر یك معدل خوب دانشگاهی باشد. چون شركتهای عمرانی خصوصی و دولتی به دنبال یك نیروی كارآمد هستند نه یك شاگر اول دانشگاه »

       7-         توانایی‌های مورد نیاز و قابل توصیه :

یك مهندس عمران باید بسیار اجتماعی و دارای توان ایجاد ارتباط با جمله سایرین باشد چون رشته مهندسی عمران یك رشته گروهی است. یعنی متخصص عمران در محیط كار خود با اقشار مختلف جامعه از جامعه كارگران، تكنسین‌ها و مهندسان رشته‌های دیگر سروكار دارد و باید با همه این افراد ارتباط خوبی برقرار كند تا بتواند شاهد پیشرفت و موفقیت كارش باشد.

با توجه به كمیت و كیفیت درسهایی كه در این رشته ارایه می‌گردد، داوطلب باید از توان و دانش برتر در زمینه‌های ریاضی و فیزیك برخوردار باشد. همچنین توان جسمی ، قدرت تجزیه و تحلیل ، قدرت تجسم و دقت كافی در بسیاری از مسایل را داشته باشد.

«رشته مهندسی عمران دارای دو بعد اجرایی و نظری و آزمایشگاهی است. در این میان عده‌ای از مهندسین جذب كارهای اجرایی می‌شوند كه در این صورت باید آمادگی كار در كارگاههای داخل و خارج شهر را داشته باشند یعنی برای برنامه‌ریزی و سروكار داشتن با اقشار مختلف مردم آماده باشند و عده‌ای نیز جذب بعد نظری و آزمایشگاهی مهندسی می‌شوند كه این عده نیز باید آمادگی كارهای محاسباتی ، دفتری و آزمایشگاهی را داشته باشند. كارهایی كه به ریاضیات قوی و صبر و حوصله بسیار نیاز دارد.»

شایان ذكر است كه بسیاری از كارها و طرحهای عمرانی در خارج از محیطهای شهری بوده و فعالیت نسبتا زیادی را می‌طلبد لذا داوطلب این رشته باید علاقمند به كارهای عمرانی بوده و توانایی كار در محیطهای پرجمعیت را داشته باشد.

 

8-         وضعیت نیاز كشور به این رشته در حال حاضر :

وقتی كسی صحبت از سازندگی می‌كند اولین چیزی كه به ذهن هر كس می‌رسد پل، سد، كارخانه و كارگاه است كه ساخت بنای همه اینها بر عهده مهندسین عمران است و به همین دلیل فرصت‌های شغلی این رشته در همه جای دنیا بسیار زیاد است. در همه كشور ما نیز كه فعالیت‌های عمرانی 30 تا 40 درصد كل بودجه كشور را به خود اختصاص می‌دهد، بازار كار یك مهندس عمران از مهندسین رشته‌های دیگر بیشتر است. بویژه این كه كشور ما بعد از انقلاب در زمینه مهندسی عمران رشد زیادی داشته است.»

با توجه به روند رو به رشد ساخت و ساز بناهای شهری در ایران و احتیاج به مسكن و ساختمان به نظر می‌رسد بازار كار این رشته همچنان پویا و پرتحرك باشد.

 

 

9-         پیش‌بینی وضعیت اینده رشته در ایران :

«چندسال پیش كه برای مترو كارشناسان ژاپنی آمده بودند، یكی از آنها گفته بود تهران ده بزرگی است چرا كه خیلی از سیستم‌های شهری را ندارد. این نشان می‌دهد كه برای پیشرفت و توسعه، ما به كارهای زیربنایی مثل راه، مترو و تاسیسات شهری بسیار نیازمندیم. برای مثال امكان ندارد كه كشوری پیشرفت كند اما سیستم ترابری و حمل و نقل آن به طور كامل درست نشده باشد؛ كاری كه بخش اصلی آن بر عهده مهندسین عمران است.»

 

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388 13:56 توسط محسن |

X

باید خریدارم شوی تا من خریدارت شوم
از جان و دل یارم شوی تا عاشق و زارت شوم
من نیستم چون دیگران بازیچه ی بازیگران
اول به دام ارم تو را انگه گرفتارت شوم
...
تسلیت


Home
.Bahar 20.
Email

Archives

اردیبهشت 1390

اردیبهشت 1389

شهریور 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388



Links

خدمات وبلاگ نويسان
انواع فال
قالب های جدید وبلاگ


LinkDump

كد جديد جاوا
ثبت ادرس در موتور جستجوی MSN
ثبت ادرس در موتور جستحوی یاهو
ثبت ادرس در موتور جستجوی گوگل
دارای اشکال گرافیکی عالی
آرشیو پیوندهای روزانه



::..:..::




آمار سايت


تعداد بازديدها:



Design by : Bahar 20


src="http://www.ehsasat.com/flowers.js">